
با گذشت نزدیک به یکسال از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ابعاد جدید و ناگفته های بیشتری از این انتخابات و حوادث پس ا زآن افشا می شود. به گزارش جوان آنلاین یکی ازچهره های برجسته جریان فتنه و از مسئولین برجسته اجرایی سابق کشور برتلاش جهت وقوع انقلاب رنگی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری توسط این جریان اذعان کرده است.
به گزارش«جوان آنلاین»،این شخصیت موثر اصلاحات در یکی از جلسات جریان متبوع خود گفته است،ما با تاسی از انقلاب های رنگی فعالیت های انتخاباتی خود را سازماندهی کردیم.دراین رابطه تلاش و سرمایه گذاری زیادی هم کرده ایم اما موفق نشدیم.
وی همچنین برضرورت بازگشت سریع اصلاح طلبان به حاکمیت تاکید کرده و خواستار«شناسایی ظرفیت های جدید»،«کادرسازی و چهره سازی»،«گفتمان سازی منطبق به خواست اجتماعی» شده و تصریح کرده است:ما باید یک عقب نشینی تاکتیکی کرده و سعی کنیم وارد حاکمیت شده و با محور و شعار جدید فعالیت های خودمان را پی گیری کنیم.
در تعطیلات سال جدید مجدداً توانستیم با سران جنبش سبز در تهران ارتباط برقرار کنیم و قرار است جلسه ای نیز با یکی از این نفرات اصلی جنبش جهت هماهنگی فعالیتها برگزار نماییم.

پس از آنکه منابع رسمی کشوراز درخواست امان نامه برخی از اعضای اصلی گروهک تروریستی موسوم به جندالله از جمهوری اسلامی خبر دادند، سرکرده خود خوانده این گروهک تروریستی اخیراً برای جلوگیری از ریزش نیروهای خود در جلسه ای در پاکستان به پشتیبانی سرویس های خارجی از بقایای این گروهک اشاره کرده است.
به گزارش«جوان آنلاین»،شرور محمد ظاهر بلوچ که پس از دستگیری عبدالمالک ریگی ، سرکردگی گروهک تروریستی شرق کشور را به عهده گرفته است، چندی پیش در جلسه ای با حضور تعدادی از اشراردرمنزل یکی ازسران طوایف درپاکستان پیرامون راههای جلوگیری از انحلال درونی این گروهک وهمچنین انجام اقدامات ضد امنیتی و خرابکارانه در ایران به بحث وتبادل نظر پرداخته است. وی در این جلسه در حالی که نتوانسته است نگرانی و ترس عمیق خود را از عواقب دستگری ریگی پنهان سازد، در عین حال اظهار داشته دستگیری مالک هیچ خللی در ادامه اقدامات و برنامه های آن گروهک ایجاد نکرده چرا که او تنها دستور را اجرا می کرده است. وی همچنین با اذعان به سرسپردگی خود و گروهک تروریستی ریگی به بیگانگان تصریح کرده است: دولت ایران خوشحال نباشد زیرا عبدالمالک و برادرش کاره ای در تصمیم گیری و کشتارها و عملیات ها نبوده و فقط دستور اجرا داشته که در هر عملیات نام خود را بگیرد و مسئولیت عملیات را عهده دار شود.
وی درادامه افزود: ما قبل از دستگیری ریگی ارتباطاتی را با جنبش سبز در تهران برقرار کرده ایم که پس از دستگیری ریگی رها و مشکلات پیش آمده این قضیه رها شد اما در تعطیلات سال جدید مجدداً توانستیم با سران جنبش در تهران ارتباط برقرار کنیم و قرار است جلسه ای نیز با یکی از این نفرات اصلی جنبش جهت هماهنگی فعالیتها برگزار نماییم.


به گزارش حدسیات ناظران بر این نظر سنجی، به نظر می رسد که لیدی گاگا -که هم اکنون در رده دوم نظر سنجی است و 6 پله از داماد لرستان بالاتر است و 260 هزار رای با او اختلاف دارد- میان طرفداران خود با توزیع سهام عدالت و سیب زمینی، اقدام به تطمیع مردم پابرهنه کرده و با توجه به اشاعه گداپروی در دهکده جهانی، سعی در محبوب جلوه دادن خود نسبت به داماد لرستان نموده و این تقلبی بیش نیست.
باشگاه جوانی برنا/ طی نظر سنجی مجله تایم، به نظر می آید عده ای در نظر دارند تا دامان داماد لرستان را به تقلبات گسترده در این نظر سنجی آلوده کنند.
به گزارش حدسیات ناظران بر این نظر سنجی، به نظر می رسد که لیدی گاگا -که هم اکنون در رده دوم نظر سنجی است و 6 پله از داماد لرستان بالاتر است و 260 هزار رای با او اختلاف دارد- میان طرفداران خود با توزیع سهام عدالت و سیب زمینی، اقدام به تطمیع مردم پابرهنه کرده و با توجه به اشاعه گداپروی در دهکده جهانی، سعی در محبوب جلوه دادن خود نسبت به داماد لرستان نموده و این تقلبی بیش نیست.
عروس آذربایجان و پروفسور عیال در این باره به طرفداران هشدار داد که اگر نتایجی غیر از نفر اولی موسوی اعلام شد، تمام اعلام نظر های تکراری و شونصد باره ای که هر کدام شبانه روزی و بی وقفه پای کامپیوتر ها به تنهایی، دَر کرده اند، پس بگیرند و خود را از دیدن تصویر لیدی گاگا محروم کنند، چرا که لیدی گاگا دختر بچه ای بیش نیست و هر چند خوشگل است، اما از داماد لرستان که خوشگل تر نیست.
لیدی گاگا در جواب سومین متفکر زن دنیا گفت: "اگر فکر می کنید بَر و رویتان بهتر از من است، لااقل از سن کم من و خواهان های بسیارم که از دیدن روی من محرومشان می کنید، عبرت بگیرید و از سنگ پا بودن قزوینی ادعاهایتان، کم کنید. چرا که شما مثل من (...bad r) ندارید که همه برای شما غش کنند و فقط سبزک دارید و مگر آدم در ختم آدم زنده، شرکت می کند؟"
گفتنی است داماد لرستان هم در ادامه بیانیه های چیزناک خود، گفت: تسلیم این صحنه آرایی های خطرناک نخواهم شد.

در حال حاضر حدود 400 آقازاده در انگلستان در حال تحصیل هستند و بیش از افراد عادی در معرض خطر جهت بهره برداری سرویس های جاسوسی قرار دارند.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزای برنا، دستگاه های اطلاعاتی غربی به خصوص MI6 انگلیسی جهت تربیت جاسوسان و جمع آوری اخبار از پوشش های مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ... استفاده می کنند.
در همین حال، یکی از بهترین راه ها که بیشترین بازدهی را برای دستگاه های اطلاعاتی غربی در مورد ایران داشته است، بکارگیری دانشجویان و یا فارغ التحصیلان ایرانی دانشگاه های معتبر بریتانیا تحت پوشش هایی است که حتی خود آن افراد هم کمتر متوجه جاسوس بودن خواهند شد.
در این روش، دستگاه های اطلاعاتی با بررسی های قبلی، دانشجویانی را شناسایی و تحت پوشش هایی که به هیچ وجه حساسیت افراد را بر نمی انگیزد، آنها را در کنار تحصیل با روش های جمع آوری خبر آشنا نموده به نحوی که بعد از بازگشت به ایران و یا در رفت و آمدها یک عنصر اطلاعاتی مفید برای آنها خواهند شد.
در همین حال، با توجه به سابقه و عملکرد منفی انگلستان در تاریخ ایران و دشمنی های این کشور که از صدها سال قبل آغاز و تا کنون ادامه دارد، دستگاه اطلاعاتی انگلستان را می توان یکی از اصلی ترین سرویس های جاسوسی دانست که از برخی دانشجویان و فارغ التحصیلان ایرانی چنین سوء استفاده هایی می کند.
این در حالی است که در حال حاضر حدود 400 آقازاده در انگلستان در حال تحصیل هستند و بیش از افراد عادی در معرض خطر جهت بهره برداری سرویس های جاسوسی قرار دارند.
اضافه می شود، "فاطمه آلیا" عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با برنا اعلام کرده بود که در حال حاضر تعداد قابل توجهی از فرزندان مسئولان به تحصیل در کشور انگلیس مشغول هستند و از ایرانیان خواسته تحصیل در دانشگاه های انگلستان را تحریم کنند.
شایان ذکر است، اخبار تکمیلی در این زمینه، به مرور در برنا منتشر خواهد شد.



خبرگزاری فارس: مسئول کمیته روحانیون و بازرسی ستاد کروبی در استان کرمانشاه گفت: حمایت و پشتیبانی ما از کروبی و عدهای دیگر از موسوی تا زمانی بود که در خط انقلاب و ولایت بودند و امروز هیچ دلیلی برای حمایت از آنان وجود ندارد.
حجتالاسلام شیخ علی بحری امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در کرمانشاه اظهار داشت: هرکس در حماسه 22 خرداد به میدان آمد برای ادای تکلیف نسبت به اسلام، انقلاب، امام و رهبری بود و عدهای وفاداران به راه امام به علت اینکه افراد دیگر را که توسط شورای نگهبان تایید صلاحیت شدند، برای عرصه رقابت مناسب دانستند، اما در جریانات پس از انتخابات عملکرد دیگران مشخص شد.
وی ادامه داد: در تمام صحنههای انقلاب همواره کسانی که با خط ولایت زاویه پیدا کردهاند، از چشم مردم افتادهاند و امروز هرکس با انقلاب و ولیامر آن مشکلی دارد، در دل، چشم و نظر مردم هیچ جایگاهی ندارد.
بحری افزود: اصلاحطلب واقعی کسی است که با حفظ اصول و اعتقادات اسلامی و انقلابی به اصلاح امور بپردازد نه اینکه با اصل انقلاب، نظام و ولایت درافتاده و خود را فراتر از قانون بداند.
وی تاکید کرد: اگر کسی در گفتار و عملش صداقت دارد و قصد خدمت دارد، بعد از اینکه مردم او را انتخاب نکردند در سنگری دیگر خدمت میکند و خدمت کردن که تنها رئیس جمهور شدن نیست، از این رو باید در نیت و اندیشه برخی افراد شک کرد.
مشروح این گفتگو متعاقبا " منتشر میشود.
خبرگزاری فارس: اداره کل اطلاعات استان قم یک شبکه جعلی هرمی با نام "وال استریت " شناسایی و طی عملیاتی، مدیر این شرکت به همراه 18 نفر از همدستانش را دستگیر و روانه زندان کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی وزارت اطلاعات، در اجرای سیاست مبارزه با مفاسد کلان اقتصادی، با اشراف اطلاعاتی سربازان گمنام امام زمان(عج) در اداره کل اطلاعات استان قم یک شبکه جعلی هرمی با نام "وال استریت " شناسایی و طی عملیاتی مدیر این شرکت به همراه 18 نفر از همدستانش دستگیر و روانه زندان شدند.
متهمین ضمن طراحی سایت و اجاره فضای اینترنتی اقدام به جعل و راهاندازی شرکتی موهوم کرده و با ارائه اطلاعات و وعدههای نادرست به اعضاء و کاربران مبادرت به سودجویی و کلاهبرداریهای کلان میکردند.
این شرکت جعلی توانسته بود با فریب و ترفندهای مختلف بیش از 8500 نفر عضو در سطح استانهای کشور جذب کند که وجوه جمعآوری شده از آنان بالغ بر 950 میلیارد ریال برآورد شده است.
|
وزارت کشاورزی دولت منتخب فلسطین با اشاره به تداوم محاصره همه جانبه و قطع برق در نوار غزه درباره وقوع فاجعه غذایی و زیست محیطی در این منطقه هشدار داده است. |
|
|
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه الدستور، در بیانیه وزارت کشاورزی دولت منتخب فلسطین آمده است : پیامدهای این فاجعه غذایی و زیست محیطی غیرقابل پیش بینی است. بر این اساس، هم اکنون نوار غزه در آستانه وقوع این فاجعه قرار دارد، به طوری که بخش کشاورزی این منطقه در حال نابودی قرار گرفته است. همچنین قطع برق در نوار غزه سبب از کار افتادن یخچالهای نگهداری سبزیجات و مواد لبنی شده است، امری که در صورت تداوم، عواقب غیر قابل جبرانی در بر خواهد داشت. در این بیانیه همچنین آمده است : در حال حاضر اکثر کارخانجات تولید محصولات کشاورزی، لبنیات و مواد دارویی و شیمیایی به علت قطع برق تعطیل شده و یا در آستانه تعطیلی قرار دارد. وزارت کشاورزی دولت منتخب فلسطین از اتحادیه اروپا و سازمانهای بین المللی درخواست کرده است تمام تلاش خود را برای نجات غزه از فجایع و مرگ تدریجی به کار گیرند. |
|
خاتمی: دین باید جوابگوی آزادی باشد! |
به گزارش شبکه ایران، رئیس دولت اصلاحات انتقادات مردمی از عملکرد سران اصلاحات را "تهمت علیه دلسوزان نظام" نامیده است!
سید محمد خاتمی در دیدار تعدادی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران، مدعی شده که "مدتهاست که شاهد دستگیریها و ایجاد فضای ناامنی برای اساتید و دانشجویان و بخشهای مختلف جامعه هستیم و همچنین تفکر غلطی به دنبال قطب بندی جامعه است".
آقای خاتمی همچنین با اشاره به برخی اقدامات اصلاحطلبان در سال گذشته، به نبود یک رویه مشخص در میان جبهه اصلاحات اعتراف کرده و گفته است: "چون در اصلاحات پراکندگی وجود داشت و به قول معروف هر کسی از ظن خود شد یار من، تلاش بنده نظم و ترتیب دادن و تعیین چارچوب مشخصی برای اصلاحات بود".
دفاع از هتاکان با حمله به مسئولان نظام
رئیس بنیاد باران در ادامه سخنانش، با متهم کردن مسئولان نظام و بیان اینکه "بر اثر اشتباهات و رفتارهای مسئولان، برخی که سوءنیت هم ندارند، دیندارهم هستند، میگویند دین نمیتواند و نباید در عرصه حیات اجتماعی بیاید و رفتارهای اجتماعی را تعیین کند"، تلاش کرد تا سخنان صد دین اصلاحطلبان را تطهیر کند.
این سخنان آقای خاتمی در پی توهین برخی از اعضای جبهه اصلاحات به مقدسات دین اسلام بیان شده است. اکبر گنجی، یکی از روزنامهنگاران حامی اصلاحات چندی پیش در اظهاراتی موهن، منکر اصل مهدویت در اسلام شد. پیش از آن هم عبدالکریم سروش، تئوریسین اصلاحات، وحیانی بودن قرآن را زیر سوال برده بود.
آقای خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود، دموکراسی را از دستاوردهای بسیار بزرگ بشر خواند و با حمله به منتقدین خود، گفته است: "اینکه بگوییم غربیها توطئه کردهاند، دموکراسی را در مقابل دین آوردند و الان هم هر کس صحبت از دموکراسی می کند غربزده است و حرف سازمانهای جاسوسی را میزند؛ ساده اندیشانه و مغرضانهترین حرفی است که میتوان در دنیا زد".
دین نباید مقدس باشد!
رئیس دولتهشتم بدون اشاره به نپذیرفتن رای مردم از سوی خود و سران اصلاحات در جریان انتخابات سال گذشته، مدعی شده است: "حکومتها موجودات فراقانونی و دارای اختیارات تام نیستند، بلکه تابع مردم هستند، توسط مردم روی کار میآیند و مردم کنارشان میگذارند".
وی همچنین در اظهارنظری جالب گفته است: "آزادی و دین وقتی در مقابل هم قرار بگیرند هر دو زیان میبینند". البته آقای خاتمی توضیح نداده که دین که منادی آزادی افراد و جوامع است، چگونه میتواند در مقابل آزادی قرار بگیرد.
آقای خاتمی همچنین گفته است: "آزادی از دین سئوال میکند و دین باید جوابگو باشد!"
در راستای همین رویکرد رئیس بنیاد باران به دین بود که او در دولت اصلاحات، در دفاع از آنچه آزادی می نامید، حجاب و آزادی را جمع ناشدنی خواند و گفت: اگر حجاب مانع آزادی زن در جامعه شود قطعا مضر است.
رئیس بنیاد باران در ادامه اظهارات نامناسب خود درباره ماهیت ادیان آسمانی، از مقدس شدن دین انتقاد کرده و گفته است: "دین چیست؟ دین حقیقتی دارد که قدسی و مطلق است، ولی تصوری که ما انسانها از دین داریم متعلق به ما است ، باید دین را بفهمیم؛ اگر این فهم مقدس شد مشکل پیش می آید چرا که یک امر بستری نسبی را مطلق و مقدس کردهاید".
آقای خاتمی ادامه داده است: "دین نباید فقط بتواند به سئوالها و نیازهای انسانها در قرون گذشته جواب بگوید، انسان امروز با انسان دیروز فرق میکند و چه بسا پاسخ ها با نیازها و پرسش های امروز تناسب نداشته باشد". وی نگفته که منظورش از پاسخگویی دین به نیازهای امروز انسان چیست و آیا اسلام واجد این ویژگی هست یا نه.
اتهام "دروغگویی" به رسانه های رسمی
رئیس دولت اصلاحات در ادامه سخنان خود، به انتقادات مردم و نمایندگان مردم در مجلس نسبت به خود واکنش نشان داده و با دروغ خواندن این انتقادات، گفته است: "شاهد هستیم که رسما عدهای که تریبونهای رسمی هم در دست آنهاست استراتژی دروغ را در پیش گرفتهاند و هر نسبتی را به یاران امام و دلسوزان این نظام و انقلاب میدهند".
آقای خاتمی بدون اشاره به سخنان و مواضع ساختارشکنانه و ضدانقلاب حامیان خود نظیر هتک حرمت امام راحل و همچنین حرمت شکنی در روز عاشورا، مدعی شده که همه اصلاحطلبان از اسلام و نظام دفاع میکنند و گفته است: "اصلاحطلبان نظام و انقلاب و راه امام و قانون اساسی را قبول دارند، قانون اساسی مبنای عمل آنهاست و معتقدند همه اصول آن باید اجرا شود".
این اظهارات رئیس دولت اصلاحات در حالی مطرح میشود که سران اصلاحات در جریان انتخابات سال گذشته، به جای پذیرش قانون اساسی و رای مردم، هواداران خود را به حضور در خیابان و ایجاد درگیری و آشوب تحریک کردند.
تهدید به ایجاد آشوب
وی همچنین با تایید تلویحی نظرات حامیان افراطی خود گفته است: "اگر نظام همین روشهای نادرست است، نتیجه این میشود که نسل جوان میگوید اگر نظام این است، ما نمیخواهیم!"
آقای خاتمی در پایان با تکرار صحبتهای برخی رسانههای ضدانقلاب، مدعی شده که اوضاع کشور "بد" است و با تهدید تلویحی گفته است: "موقعیت کشور بعد از انتخابات بد است و ملت هزینه بسیار بالایی در این ایام پرداخته است، عواقب مدیریت موجود در جامعه مطلوب نیست و اگر چارهای اندیشیده نشود ،سال 89، سال بحرانهای اجتماعی خواهد بود".
به نقل از وبلاگ سبز نبوی

روز گذشته رونمایی از نسل سوم سانتریفیوژهای جمهوری اسلامی ایران در حالی با حضور رییس جمهور انجام گرفت که به فاصله چند ساعت بعد، این خبر در صدر اخبار بسیاری از رسانه های جهان قرار گرفت و تعدادی از سران کشورهای غربی نیز به آن عکس العمل نشان دادند.
به گزارش رجانیوز، آسوشیتدپرس با اشاره به رونمایی از نسل سوم سانتریفیوژهای ایران و تاکید بر اینکه ایران با این فناوری با شتاب بیشتری می تواند اوارانیوم را غنی سازی کند، مدعی شد قدرتهای جهانی از اهداف برنامه هستهای ایران هراسان هستند.
شبکه ضد ایرانی فاکس نیوز و روزنامه واشنگتن پست نیز در گزارش هایی جداگانه به پوشش خبر اعلام شده از سوی احمدی نژاد در مراسم جشن ملی هسته ای ایران پرداختند.
بی بی سی نیز در گزارشی مدعی شد ایران فناوری هسته ای خود را از بازار سیاه بدست آورده است و اما ضعف این خبر تا جایی بود که دیگر رسانه های همفکر با بی بی سی همچون سی ان ان، دویچه وله و فرانس 24 اگرچه پیشرفت های هسته ای ایران را خطرناک خواندند اما با سکوت کامل نسبت به گزارش پخش شده از بی بی سی، در عمل بی اعتباری ادعای این شبکه را تایید کردند.
پایگاه اینترنتی روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت نیز در خبری اعلام کرد: « کمتر از 24 ساعت پس از نشست گروه 1+5 در نیویورک برای بررسی برنامه تحریمهای جدید علیه ایران، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران خبر داد که پرزیدنت احمدینژاد از نسل سوم سانتریفوژها رونمایی کرد که 10 برابر بیش از نمونه اولیه این سانتریفوژها توانایی غنیسازی دارد» و این تنها عکس العمل رسانه های صهیونیست به این ماجرا نبود چرا که همزمان روزنامه های هاآرتص و جروزالم پست نیز این خبر را در صدر اخبار خود پوشش داده و به طور خاص بدان پرداختند.
اما همزمان با این اتفاق، کراولی سخنگوی وزارت خارجه امریکا در سخنانی نسل سوم سانتریفیوژهای کشورمان را در خدمت «اهداف پلید ایران» توصیف کرد و در اظهاراتی بی مبنا گفت: «اگر ایران می خواهد جامعه جهانی گفته هایش را باور کند که در برنامه های اتمی خود اهداف صلح آمیز دارد دیگر نیازی به نسل سوم و یا سانتریفیوژ سریعتر ندارد!» سخنگوی وزارت خارجه بریتانیا نیز با تکرار ادعاهای همیشگی کشورهای غربی در این زمینه از پیشرفت های هسته ای ایران ابراز نگرانی عمیق کرد و گفت: «ما نسبت به برنامه های اتمی ایران و کوتاهی اش در اطمینان دادن به جامعه جهانی مبنی بر صلح آمیز بودن مقاصدش نگرانی عمیقی داریم» گفتنی است مواضع خصمانه سخنگوهای وزارت امور خارجه امریکا و انگلستان به طور خاصی مورد اسقبال و پوشش خبری برخی سایت های حامی جریان فتنه قرار گرفت بگونه ای که یکی از این سایتها، عنوان «نسل سوم سانتریفیوژها، مقصد پلید هسته ای ایران» را برای اطلاع رسانی در این زمینه برگزید.
در همین راستا از دیگر مقاماتی که نسبت به این موضوع واکنش نشان داد، برونو پلو معاون مدیر کل سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی بود. وی بر خلاف سخنگویان وزارت امور خارجه امریکا و انگلستان با بیان اینکه «این یک دستاورد بزرگ علمی است؛ ایرانیان واقعا توان سانتریفوژهای خود را با عرضه طرح های پیشرفته تر افزایش داده اند» گفت: «ایرانی ها قوانین را نقض نکرده اند زیرا چند هفته پیش که تصمیم گرفتند غنی سازی خود را از 3.5% به20% افزایش دهند، آژانس در ایران حضور داشت و بر همه چیز نظارت کرد و اکنون فقط نوع سانتریفوژ آنان پیشرفته تر شده است و این اقدام هیچ قانونی را نقض نمی کند»
از سوی دیگر باراک اوباما رییس جمهور آمریکا نیز که هفته گذشته و در پی اظهارات گستاخانه اش با پاسخ محکم احمدی نژاد روبرو گشته بود به فاصله کمتر از 24 ساعت از رونمایی نسل سوم سانتریفیوژهای ایران توسط احمدی نژاد، خواستار تحریم های درازت مدت علیه ایران شد اما در ادامه و در اظهاراتی متناقض به بی تاثیر بودن تحریم های صورت گرفته علیه ایران اذعان کرد و گفت: «هیچ تضمینی برای اینکه ثابت کند تحریم ها موجب تغییر رفتار هسته ای ایران می شوند وجود ندارد»
در همین رابطه هفتهنامه الاهرام مصر نیز در گزارشی درباره برنامه هستهای ایران با اشاره به توانایی ایران در دستیابی به فناوریهای پیچیده هستهای و عدم کارآیی تحریمها در متوقف کردن برنامه هستهای ایران نوشت: «تنها راه باقی مانده در برابر واشنگتن تعامل با ایران است» و این درحالی است که فرانک ون هیپل، مشاور سابق امنیت ملی کاخ سفید، اردوغان، نخست وزیر ترکیه و مقامات رسمی چین و روسیه نیز در اظهاراتی جداگانه از تحریم های علیه ایران ابراز ناخرسندی کرده و بر گفتگوی 5+1 با جمهوری اسلامی در این رابطه تاکید کرده اند و همزمان نیز شبکه خبری الجزیره بی تاثیر بودن تحریمهای غربی را عامل پیشرفت بیشتر برنامه هستهای ایران دانست.
لازم به ذکر است روزنامه های الشرق اولاسط، السفیر، لبنان الان، الوطن، عکاظ و ده ها روزنامه و شبکه خبری دیگر نیز هر یک از دیدگاه خود به خبر اعلام شده از سوی احمدی نژاد در جشن ملی هسته ای جمهوری اسلامی ایران پرداختند و در این میان پایگاه خبری المنار با اشاره به کنفرانس خلع سلاح هسته ای که روزهای 28 و 29 فروردین در تهران برگزار می شود، برگزاری این کنفرانس به میزبانی ایران را دلیل قاطعی برای اثبات حسن نیت جمهوری اسلامی ایران توصیف کرد.
طرح جدید جریان فتنه برای اجرا در استان ها تدوین شده است.
به گزارش جوان آنلاین،این طرح که توسط«م.ا»شهردار اسبق تهران و از اعضای ستاد انتخاباتی کروبی تهیه و تدوین شده است مبتنی بر چگونگی فعالیت های جدید جریان فتنه در سطح استان ها می باشد که در اختیار کاندیدای شکست خورده جریان فتنه قرار گرفته است.
گفته می شود این طرح سازماندهی جدید جریان فتنه را هدف خود قرار داده و در پوشش شعار نمادین«اجرای کامل قانون اساسی و...» قرار است به فعالیت مشغول شود.همچنین شنیده شده این طرح به تایید یکی از سران برجسته جریان فتنه نیز رسیده است.
از دیگر سو شنیده می شود طراحی چگونگی کسب کرسی های شورای شهر شهرستان ها و استان های مختلف و تلاش برای ارتباط بین آنهابرقرار کردن به عنوان یک شبکه از جمله محورهای این طرح می باشد که مورد موافقت سران فتنه قرار گرفته است.

آخرین روز حضور خاتمی به عنوان رییس جمهور در مجلس هفتم بود و هر کدام از خبرنگاران سوالی از رییس جمهور میپرسید. رابطه با مجلس هفتم و خاطره استیضاح برخی وزرای دولت هشتم، آخرین لوایحی که خاتمی به مجلس فرستاده بود و بالاخره نوبت به سوال اقتصادی رسید. پرسیدم: مهمترین اقدام اقتصادی که میخواستید در طول دوران ریاست جمهوریتان انجام بدهید و نتوانستید، چه بود؟ خاتمی هم بیدرنگ جواب داد: هدفمند کردن یارانهها مهمترین اقدامی بود که دولت باید انجام میداد اما متاسفانه نتوانستیم به این هدف برسیم.
به گزارش رجانیوز، این صحبت خاتمی بارها و بارها مورد استفاده قرار گرفت که دولت اصلاحات با وجود برنامه توسعه سوم و سیاست افزایش قیمت یارانههای انرژی نتوانست یارانهها را هدفمند کند. در هر صورت تمام افتخار دکتر احمدینژاد و دولت دهم این است که کاری که دولتمردان قبلی نتوانستند و به قول یکی از وزرای دولت اصلاحات، "نخواستند" انجام دهند را اجرایی میکند.
اما در گرماگرم بحثهای اقتصادی و انگیزههای سیاسی که پشت تمام این تحلیلها وجود دارد، نگاهی به موضع گیری روسای دولتهای قبلی و مخالفان احمدینژاد در مورد هدفمند کردن یارانهها جالب به نظر میرسد:
در ابتدای مطرح شدن بحث هدفمند شدن یارانهها، تحلیلگران اقتصادی اصلاحطلب که در زمان دولت اصلاحات بارها وبارها بر ضرورت هدفمند شدن و حتی "حذف" یارانهها تاکید میکردند، نتواسنتند در همان ابتدا به مخالفت با این هدف دولت نهم بپردازند اما با گذشت زمان و آشکار شدن جدیت و برنامههای دولت برای انجام این عمل جراحی اقتصادی، مخالفت با دولت به مخالفت با "راه دولت" برای هدفمند کردن یارانهها تبدیل شد و به یکباره موج بزرگ مخالفت با هدفمند شدن یارانهها توسط کارشناسان اقتصادی اصلاحطلب به وجود آمد و در دوره انتخابات هم به اوج خودش رسید زیرا این برنامه را کاملا تبلیغاتی و سیاسی میدانستند! اما با تصویب شدن قانون در مجلس و بروز اختلافات کارشناسی بین دولت و مجلس برای میزان درآمدهای دولت از محل هدفمند کردن یارانهها که در واقع اختلاف بر سر زمان اجرای هدفمند کردن بود (از سه سال تا 5 سال) ، راهبرد جدید توسط مخالفان رییس جمهور در پیش گرفته شد.
اولین واکنش جالب، که در وهله اول به نظر میرسید همراهی با طرح دولت برای هدفمند کردن یارانهها باشد اما در واقع همراهی برای زمین زدن دولت بود، اظهار نظر بزرگترین مخالف احمدینژاد، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود که صراحتا از مصوبه مجلس حمایت کرده و در پاسخ به پرسشهای حاضرین در جلسه در مورد اختلافات دولت و مجلس میگوید : "امام(ره) اساس حاکمیت مردم در نظام جمهوری اسلامی را در مجلس شورای اسلامی میدید. نظر امام(ره) این بود که اساس کار، مجلس باشد و حفظ انقلاب با بها دادن به مجلس میسر است. "
هاشمی رفسنجانی همچنین برای اینکه نشان دهد در نهایت دولت باید مسیر تعیین شده توسط مجلس را برود و خود نمی تواند در این زمینه اقدام کند میگوید : "بر اساس همین نظر امام و رهبری و قانون اساسی، مجلس نهاد نیرومندی است و توانسته بسیاری از قوانین مهم کشور را به سرانجام برساند. "
اما این صحبتها در حالی بیان شده که رییس جمهور اعلام کرده است با این میزان درآمد نمیتواند بازپرداخت مناسبی برای مردم داشته باشد و دولت با این کار بحرانهای زیادی پیش رو خواهد داشت و از طرف دیگر رهبر انقلاب هم بر همکاری مجلس با دولت برای انجام هر چه بهتر این قانون تاکید کرده اند و به قول نمایندگان مجلس، تکلیف مجلس برای اصلاح قانون مصوب شده را مشخص کرده اند.
بعد از این صحبتها اصلاحطلبان هم به نطق آمدند و بعد از نطقهای میان دستور برخی از نمایندگان فراکسیون اقلیت در مجلس که خواهان اجرا قانون مجلس توسط دولت و آنهم بی چون و چرا بودند، در اولین واکنش محمد خاتمی که خود زمانی اعتراف کرده بود، نتوانسته است به این امر مهم بپردازد در جمع اعضای فراکسیون اقلیت مجلس میگوید:" اگر دولت بخواهد روی روال و قانون، یارانهها را هدفمند کند باید گفت که مجلس به نفع دولت کار کرده است و این تصمیم میتواند جلو بسیاری از مشکلات را بگیرد."
یعنی اگر قرار بود دولت اصلاحات چنین کار بزرگی را در عرصه اقتصادی انجام دهد (که قبل از این نتوانسته بود) حاضر به اجرای چنین مصوبه ای بود؟ نگاهی کوتاه به کارنامه اقتصادی دولت اصلاحات نشان میدهد اصولا چنین جراتی برای انجام تحولات بزرگ در این دولت وجود نداشته است چه رسد به اجرای آن!
خاتمی بعد از این صحبت، پا را فراتر از حمایت از مصوبه مجلس میگذارد و در دیدار با دانشجویان رسما اعلام میکند که "اگر دولت بخواهد با روش خود هدفمند کردن را به پیش ببرد با بحرانهای اجتماعی رو به رو خواهد شد. و تنها راه جلوگیری از این بحرانها این است که مجلس قوی عمل کند و دولت به قانون تن دهد"!
شما با دیدن "بحرانهای اجتماعی" به یاد چه میافتید؟ نامه هاشمی به رهبر انقلاب در روزهای قبل از انتخابات که "شعلههای آتش" را قابل مشاهده دانسته بود! یعنی تهدید به ایجاد بحران در صورت اجرای هدفمند کردن یارانه ها!
اما ضلع دیگر مثلث مخالفان رییس جمهوری که از قضا از سایر مخالفان سر سخت رییس جمهور هم عقبتر است (و البته تعجبی هم ندارد!) میرحسین موسوی است که همچنان در فضای انتخابات است و اعلام میکند "اجرای هدفمند کردن یارانهها برای جلب و خرید رای مردم است!" البته اینکه این رای برای چه انتخاباتی قرار است خریده شود جای سوال دارد! این روزها که توهم تمام وجود موسوی را گرفته و این توهم را در خود نهادینه کرده وی می گوید: "دراجرای این طرح هدفمندی یارانهها و دعواهای جاری هم مسئله اصلی دولت اجازه گرفتن هزینه میلیارد تومان برای جلب و خرید رای است و لاغیر!"
با این حال با کنار هم چیدن این صحبتها و انتقادهایی که جدیدا اصلاح طلبان به مسیر پرونده هستهای دارند، سیاستهای مخالفان برای برخورد با دولت در سال 89 کاملا آشکار میشود:
1- تاکید بر ناکارآمد بودن دولت و ضعف مدیریت او
2-تلاش برای جلب نظر مجلس درباره تغییر ندادن مصوبه خود در مورد هدفمند کردن یارانهها که مسلما در این صورت دولت با مشکلات بسیاری رو به رو خواهد شد.
3-تاکید بر مسایل و مشکلات اقتصادی برای وارد کردن اعتراضات به مسیر اقتصادی که البته این هدف از طریق درگیر کردن صنوفی چون کارگران و معلمان و صنوف اقتصادی دیگر در درگیریهای سیاسی و اعتراضی به پیش میرود.
4-تلاش برای افزایش فشارهای بین المللی بر دولت به منظور ضعیف کردن او در عرصه دیپلماسی خارجی

سیروس سازدار در دفاع از دیدار فراکسیون اقلیت با موسوی، کروبی و خاتمی گفته است: "افرادی که فراکسیون اقلیت مجلس به دیدار نوروزی آنها رفته، از ستونهای نظام و انقلاب بوده و هستند."
به گزارش شبکه ایران، یکی از اعضای فراکسیون اقلیت مجلس در اظهاراتی جالب، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی را "استوانههای نظام" خواند!
درحالی که حدود 150 نفر از نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی از آقای موسوی به دلیل عملکرد غیرقانونیاش شکایت و بسیاری دیگر هم به همین دلیل به دیگر سران اصلاحات معترض شدهاند، سیروس سازدار علیه اعتراضات مردم و مسئولان نسبت به دیدار فراکسیون اقلیت با این افراد، موضع گیری کرد.
او در دفاع از آقایان موسوی، کروبی و خاتمی گفته است: "افرادی که فراکسیون اقلیت مجلس به دیدار نوروزی آنها رفته، از ستونهای نظام و انقلاب بوده و هستند".
سازدار بدون اشاره به ایستادگی سران اصلاحات در برابر قانون و رای مردم و حمایت آنان از هتاکان به امام راحل و روز عاشورا که راهپیمایی ده ها میلیونی مردم در 9 دی ماه را به دنبال داشت، مدعی شده است: "فراکسیون اقلیت مجلس با آقایان هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی، خاتمی و کروبی که از حلقه یاران امام بودند، دیدار کرده است!"
وی همچنین اعتراضات مردمی نسبت به آقایان موسوی، کروبی و خاتمی را "جرم" نامیده و گفته است: "اتهاماتی که مطرح شده و القابی نظیر سران فتنه جرم قضایی دارد و دستگاه قضائی قانونا و شرعا موظف به پیگیری این ادعاهاست".
این اظهارات عضو فراکسیون اقلیت مجلس درحالی مطرح میشود که سران اصلاحات در سال گذشته و در جریان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری، با نپذیرفتن رای و نظر مردم و بی اعتنایی به قانون، هواداران خود را به تجمعات غیرقانونی خیابانی تحریک کردند.
اقدامات ساختارشکنانه آنان تا جایی پیش رفت که به حوادثی نظیر هتک حرکت ساحت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و حرمتشکنی روز عاشورا توسط هواداران این جریان انجامید.
رویکرد سران اصلاحات حتی با استقبال محافل سیاسی و رسانههای بیگانه و ضدانقلاب هم روبرو شد و شبکههای خبری نظیر "بیبیسی فارسی" و "صدای آمریکا" به پوشش لحظه به لحظه و حمایت از اقدامات آنان پرداختند.
با این حال، مردم با حضور دهها میلیونی در راهپیماییهای 9 دی و 22 بهمن، انزجار خود را از عملکرد سران اصلاحات اعلام کردند و از قوه قضاییه خواستند تا این افراد را محاکمه کند.
گفتنی است شیخ اصلاحات پس از دیدار با اقلیت مجلس با اعضای نهضت آزادی که حضرت امام آنها را ضد نظام و طرفدار وابستگی کشور به آمریکا معرفی کردهاند، دیدار و از آنان قدردانی کرده و نیز خواستار همگرایی بیشتر معترضین به نظام شده است
نظرات ()
سایت رسمی حزب اعتمادملی مدعی شده است که در صورت انتشار سخنان سردبیر سابق این سایت درباره صحت ادعاهای شیخ اصلاحات، مهدی کروبی واکنش قاطعی نشان خواهد داد.

ضعف فاحش و آشکار در خصوص مدیریت، کارکنان، محتوا و مطالب این رسانه وجود دارد. تا جایی که نه تنها به مبارزین راه آزادی و کسانی که در جستجوی حقوق بشر هستند کمک نمی کند، بلکه به آن ها ضرر هم می رساند.
به گزارش کیهان، درنامه 70 نماینده کنگره به اوباما آمده است: گرچه تحریم های اقتصادی و تلاش برای انزوای ایران در جامعه بین المللی ضروری است اما معتقدیم بزرگ ترین ضربه به جمهوری اسلامی توسط مخالفان زده می شود و دولت آمریکا باید در کنار این گروه مبارز بایستد... ما خواهان بررسی سوء مدیریت در بخش فارسی صدای آمریکا هستیم. بودجه این رسانه توسط دولت آمریکا تأمین می شود اما ظاهراً از سوی دولت ایران هدایت می شود. ضعف فاحش و آشکار در خصوص مدیریت، کارکنان، محتوا و مطالب این رسانه وجود دارد. تا جایی که نه تنها به مبارزین راه آزادی و کسانی که در جستجوی حقوق بشر هستند کمک نمی کند، بلکه به آن ها ضرر هم می رساند.
درباره این ادعا آلکس بلیدا مدیر بخش فارسی صدای آمریکا توضیحاتی ارائه کرد و از جمله درباره این انتقاد که «چرا شما مانند کانال چهار انگلیس با فردی که عضو بسیج در ایران و پناهنده معرفی شد و نسبت به سرکوب ها ابراز ندامت کرد، مصاحبه نکردید و درخواست مصاحبه را رد کردید»، گفت: سردبیر ما نسبت به درستی گفته های آن فرد مطمئن نبود. شک ما هنگامی بیشتر شد که از او سأال ساده درباره هویتش کردیم و این سأال ساده ای است که هر کسی در موقعیت او باید جواب آن را می دانست. اما او پاسخی نداشت.
وی درباره امتناع از مصاحبه با فردی به نام محمدرضا مدحی که در بانکوک خود را سپاهی و نادم معرفی کرده بود گفت: ما تنها از یک مصاحبه ]مصاحبه نامبرده با بانکوک پست[ آگاهیم. هیچ رسانه ای نتوانست با او ارتباط برقرار کند. سردبیر ما نسبت به اعتبار این شخص که خود را فردی مهم معرفی می کرد، مطمئن نبود.
الکس بلیدا همچنین گفت: اگر ما مرتکب خطایی شویم، آن را می پذیریم و درصدد جبران آن برمی آییم اما به دیگران اجازه نخواهیم داد از آنچه ما انجام می دهیم تصویری بی اساس و ناعادلانه و مزخرف ارائه دهند.
استیو ردیش از دیگر سردبیران ارشد صدای آمریکا هم در واکنش به ادعای نماینده کنگره، این ادعا را مزخرف توصیف کرد.
60 تا 70 درصد (اکثریت) اعضای فراکسیون اقلیت به دلایل مختلف ترجیح داده اند در این ملاقات ها حاضر نشوند. عدم حضور در ملاقات با کروبی و موسوی به ویژه از آن جهت قابل تفسیر است که شماری از اعضای اقلیت در برخی اظهارات خود نسبت به تندروی کور این دو و نوشتن هزینه های گزاف به پای اصلاح طلبان معترضند.
به گزارش کیهان، اما گزارش های منتشره حاکی از آن است که از قضا سرکنگبین صفرا فزوده است. در حالی که فراکسیون اقلیت حدود 50 نفر عضو دارد تصاویر منتشره حاکی از آن است که در هر یک از این ملاقات ها بین 14 تا 20 نفر حضور داشته اند که البته در بین آنها بعضاً افراد غیرنماینده هم دیده می شوند. به تعبیر دیگر 60 تا 70 درصد (اکثریت) اعضای فراکسیون اقلیت به دلایل مختلف ترجیح داده اند در این ملاقات ها حاضر نشوند. عدم حضور در ملاقات با کروبی و موسوی به ویژه از آن جهت قابل تفسیر است که شماری از اعضای اقلیت در برخی اظهارات خود نسبت به تندروی کور این دو و نوشتن هزینه های گزاف به پای اصلاح طلبان معترضند.
خاتمی در دیدار اقلیت «اقلیت مجلس» خواستار فعال شدن مجلس در جهت خواسته ها (از جمله آزادی زندانیان و آزادی انتخابات شد). وی بررسی سیاست های کلی انتخابات در مجمع تشخیص را گامی امیدوارکننده توصیف کرد.
وی برخلاف رویه تاثیرپذیری اقلیت مجلس و حملاتی که متضمن اهانت به اقلیت هم هست گفت: مجلس نباید تابع جریانی بیرون از خود باشد. اتفاقاً وقتی می گوییم انتخابات آزاد یعنی مجلسی بیاید که واقعاً نماینده افکارعمومی و اراده ملت باشد.
اما کروبی در دیدار جمعی از اعضای اقلیت ضمن انتقاد از رواج تهمت و دروغ مدعی شد: علاوه بر آن که عزای امام راحل و انقلاب را گرفته ام، امروز عزای اسلام و امیرالمومنین را با این رفتارها گرفته ام.
این اظهارات در حالی است که وی چند ماه پیش به خاطر عقده های شکست انتخاباتی و آلت دست واقع شدن برای طیفی از ضدانقلاب، مدعی تجاوز به بازداشت شدگان گردید و حتی کسانی به عنوان کشته حوادث پس از انتخابات معرفی کرد که بعدها معلوم شد ربایش آن افراد صحنه سازی خود افراطیون بوده است. سایت وابسته به حزب کروبی (سحام نیوز) دیروز از باب «الخائن خائف» نسبت به اعتراف احتمالی محمد داوری سردبیر بازداشت شده این سایت که با کروبی در ترویج دروغ و شایعات همکاری داشته، ابراز نگرانی کرد و مدعی شد وی احتمالا تحت شکنجه علیه کروبی اعترافاتی را مطرح خواهد کرد!
میرحسین موسوی هم در حالی که پیشه کردن دیکتاتوری و قانون شکنی به مقابله با انتخابات و رای اکثریت (عقل جمعی) پرداخته در دیدار جمعی از اعضای اقلیت مجلس به ستایش از حضرت امام پرداخت و گفت: اگر در انتخابات و حوادث پس از آن به عقل جمعی رجوع می شد شاهد اتفاقات تلخ نبودیم.

آن صاحب آرای ندیده، گوینده اقوال عدیده. آن مرد ادب دارِ ادب دوست، آن کس که خورد خربزه با پوست. آن صاحب گفتار تند و تیز، در پاسخ هر سوال بگفت چیز. آن یک ز جمع سران فتنه، آن پیرو آزادی و دشنه. آن شمارنده آرای تقلبی، همراه شیخ مهدی کروبی. آن عضو گروه نخشب طرفدار شوروی، آقا میرزا میر حسین موسوی(کثر ا... طرفداره).
از دارندگان زمام بود و وقت انقلاب در حمام، جویای نام بود و دنبال ستاره بختش روی بام و از این رو در دام و برای اجانب رام و گویند دلیلش این که خام بود. خدایش هدایت کناد.
نقل است روزی در کوی و برزن همی میگشت و خلایق را نظاره همی میکرد. ناگاه دید که کسی به کس دیگری گفت: "بد". میرزا از کوره در رفت و نزد کس اول شد و گفت: ای مردتیکه، بیپدر، عوضی، نفهم، بیشعور، احمق، خرافاتی، دروغگو،رمال،خر،... چرا فحش میدهی؟ و آن سه نقطه سه روز و سه شب طول کشید تا به علامت سوال رسید و او بس کرد. از بس او با ادب بود و ادبش به ز دولتش.
در خبر آمده که در کودکی چون میان او همسالانش دعوا بالا میگرفت و سخت آشفته میشد، هیچ نمیگفت الا اینکه کاغذ و دوات برداشته قیافه او را کشیدن میگرفت و بدین طریق حرف دل میزد و مبارزه مینمود. چون آتش انقلاب بالا گرفت، او را گفتند تو با انقلاب چه کار کنی؟ او هم گفت همان کنم که کردم و من هنوز در همان طریقتم. پس نمایشگاه نقاشی برگزار کرد و ساواک را از این کار او چنان خشم آمد که دیگر انقلابیون را گرفت و سیخ در چشم کرد و چوب کوفت و با ذغال قلیان سوزاند و... کشت. واین در حالی بود که آقا میرزا میرحسین سخت به مبارزات خود ادامه میداد!
منقول است سالیانی او را هیچ در عرصه سیاست خبری نبود. شاگردان جمع شدند که چرا نیایی؟ گفت اصرار کنید. اصرار کردند. گفت التماس کنید. التماس کردند. گفت به پایم بیفتید. شاگردان گفتند به درک، میخواهی بیا نمیخواهی نیا، ما رفتیم. میرزا گفت میآیم. گفتند بیا. گفت شرط دارم. گفتند بنال. گفت: یا باید ایران چهار استان شود یا من از دین اسلام خارج شوم. گفتند این ها چه ربط دارد؟ گفت از آن جهت که من باید حتماً داماد یک استان باشم که مردم آن استان به من رای بدهند، چون مردم یک استان داماد خود را رها نمیکنند به کس دیگر رای بدهند که! پس یا باید ایران چهار استان شود تا من بتوانم داماد همه ایران باشم و یا باید از دین اسلام خارج شوم که بتوانم سی و اندی زن بستانم و داماد سی و اندی استان گردم. شاگردان گفتند: زرشک، این که نمیشود، پس نیا. میرزا گفت عیب ندارد، میآیم.
در پایان عمر او را گفتند که سه چیز گو که رستگار شویم. میرزا منقلب شده، گریه کرد و گفت: من یک عمر چیز گفتم و رستگار نشدم، شما چگونه با سه چیز گفتن رستگار خواهید شد؟ مریدان را این سخن گران آمد و آنها نیز گریه کردند به حال خود که تا بحال مرید چه کسی بودند.
در کتاب غرر الکلم1 من رجال الکلم2 آمده است که اورا گفتند با ادب کیست؟ گفت من. گفتند نخست وزیر کیست؟ گفت: من. گفتند پیروز همه انتخابات کیست؟ گفت: من. گفتند همه چیز تمام کیست؟ گفت: من. گفتند روشنفکرترین زن ایرانی کیست؟ گفت چون من نتوانم بود پس زنِ من.
پاورقی:
1- کلمات. جمع کلمه.
2- کلم. نوعی گیاه از خانواده سبزیجات. خوردن بیش از حدش در روابط اجتماعی انسان تاثیر میگذارد.
وبلاگ تفکر با چاشنی خنده

امیر سپهبد علی صیاد شیرازی در سال 1323 در کبود گنبد مشهد به دنیا آمد. مادرش شهربانو و پدرش زیاد نام داشت. پدرش، که از عشایر فارس بود، به استخدام ژاندارمری در آمد و سپس به ارتش منتقل شد. او از جاذبهای خاص برخودار بود، از این رو علی تحت تأثیر پدر از کودکی به ارتش علاقه مند شد. او به همراه پدر و خانواده، مانند دیگر خانوادههای نظامیان، از شهری به شهری مهاجرت می کرد. شهرهای مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محل پرورش وی شدند. او سال ششم متوسطه را در تهران گذراند و در سال 1342 موفق به اخذ دیپلم گردید. او در سال 1343 در کنکور دانشکده افسری شرکت کرد و پذیرفته شد و سرانجام در مهرماه 1346 در رسته توپخانه دانش آموخته شد و با درجه ستوان دومی وارد ارتش گردید.
او پس از طی دوره آموزشی در شیراز و اصفهان به لشگر تبریز و سپس لشگر زرهی کرمانشاه منتقل شد. علی صیاد شیرازی در سال 1352 به دلیل لیاقت ها و دقت هایش در کار، برای تکمیل تخصص های توپخانه از طرف ارتش به آمریکا اعزام شد تا دوره هواسنجی بالستیک را بگذراند. او این دوره آموزشی را در شهر فورت سیل از ایالت اوکلاهما، در منطقهای نظامی، با موفقیت طی کرد. او پس از گذراندن دوره، با تخصصی جدید و روحیهای با نشاط به ایران مراجعت کرد. ارتش برای استفاده از دانش نظامی ستوان، او را در سال 1353 به اصفهان ـ مرکز توپخانه منتقل کرد. در اواخر حکومت پهلوی به دلیل این که در بین افسران، تبلیغات ضد رژیم می کرد، ضد اطلاعات، از قرار دادن جنگ افزار در اختیار وی ممانعت کرد و اعلام نمود که از واگذاری مشاغل حساس به او خودداری شود.
سرانجام سروان در 19 بهمن دستگیر و زندانی شد. دوره دوم زندگی سرگرد صیاد بعد از پیروزی انقلاب آغاز میشود: او پس از پیروزی انقلاب با رحیم صفوی و حجت الاسلام سالک آشنا میشود و با یکدیگر پیمان می بندند که از پادگان های اصفهان حفاطت نمایند. پس از حوادث کردستان، صیاد با درجه سرگردی به غرب اعزام می گردد و با هماهنگی ارتش و سپاه سنندج را آزاد می کنند. لیاقت های سرگرد در کردستان موجب می گردد تا با درجه سرهنگی به فرماندهی عملیات غرب منصوب گردد. اختلافات سرهنگ علی صیاد شیرازی با بنی صدر اولین رئیس جمهوری اسلامی موجب برکناری وی و خلع دو درجه می گردد.
اما دیری نپایید که بنی صدر سقوط کرد و محمد علی رجایی به ریاست جمهوری رسید و سروان مجدداً با دو درجه به غرب کشور اعزام میشود. سرهنگ با تأسیس قرارگاه حمزه سیدالشهداء لشگرهای 64 ارومیه و 28 کردستان و تیپ های 23 نیروی ویژه هوا برد و تیپ 30 گرگان شهرهای بوکان و اشنویه را آزاد کرد. در هفتم مهرماه 1360 به خاطر رشادت ها و لیاقت ها توسط امام خمینی به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد. او در عملیات طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، مسلم بن عقیل، مطلع الفجر، محرم، والفجر 1، 2، 3، 4، 8، 9، عملیات خیبر و بدر و قادر شرکت نمود و پیروزی های بزرگی را برای ایران به ارمغان آورد.
سرهنگ علی صیاد شیرازی در مرداد سال 1365 از فرماندهی نیروی زمینی استعفا داد و با پیشنهاد آیت الله خامنهای و تصویب رهبر کبیر انقلاب به سمت نمایندگی امام در شورای عالی دفاع منصوب شد. در سال 66 به درجه سرتیپی نایل آمد. سرتیپ صیاد شیرازی در سال 67 در عملیات مرصاد که مرزهای غرب ایران مورد هجوم منافقین قرار گرفته بود منافقین را شکست داد. سرانجام صیاد شیرازی در مقام جانشینی ریاست ستاد کل به خدمت مشغول شد. تیمسار سرتیپ صیاد شیرازی در 16 فروردین 1378 با حکم فرماندهی کل قوا به درجه سرلشگری نایل آمد. اما در صبح روز 21 فروردین 78 توسط منافقین ترور شد و به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت در راه حق دست یافت.
کتاب «در کمین گل سرخ» سرگذشتنامه شهید سپهبد علی صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش میباشد که در 5 بخش ارائه شده است.
نویسنده ی این کتاب محسن مؤمنی شریف و توسط انتشارات سوره مهر منتشر گردیده است.

شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در آخرین فراز وصیتنامه خود آورده است: خداوندا! ولی امرت حضرت آیتالله خامنهای را تا ظهور حضرت مهدی (عج) زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین.
به گزارش باشگاه خبری فارس «توانا»، در متن وصیتنامه شهید علی صیاد شیرازی آمده است:
بسماللهالرحمنالرحیم، ارحمالراحمین، ربالعالمین و صلیالله علی محمد والهالطاهرین، انالله و اناالیه راجعون.
هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدقالله و رسوله. اللهم زدنا ایماناً و ارحمنا. اشهد ان لاالهالا الله وحده لا شریک له و أن محمّداً عبده و رسوله ارسله بالهدی و دینالحق و ان الصدیقة الطاهره فاطمهالزهرا، سیده نسا العالمین و أن علیاً أمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین و علیبنالحسین و محمّدبنعلی و جعفربنمحمّد و موسیبنجعفر و علیبنموسی و محمّدبنعلی و علیبنمحمّد و الحسنبنعلی و الحجهالقائمالمنتظر صلواتالله و سلامه علیهم ائمتی و سادتی و موالی بهم اتولی و من اعدائهم اتبر و أنالموت و النشور حق و الساعة آتیة لاریب فیها و أنالجنة و النار حق. اللهم أدخلنا جنتک برحمتک و جنّبنا و احفظنا من عذابک بلطفک و احسانک یا لطیفاً بعباده یا أرحم الراحمین.
خداوندا! این تو هستی که قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایتت قرار دادی. خدایا! تو خود میدانی که همواره آماده بودهام آنچه را که تو خود به من دادی، در راه عشقی که به راهت دارم، نثار کنم. اگر این نبود، آن هم خواست تو بود.
پروردگارا! رفتن در دست تو است؛ من نمیدانم چه موقع خواهم رفت ولی میدانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسمخوردهات بجنگم تا به فیض شهادت برسم.
از پدر و مادرم که حق بزرگی بر گردنم دارند، میخواهم که مرا ببخشند؛ من نیز همواره برایشان دعا کردهام که عاقبت به خیر شوند. از همسر گرامی و فداکار و فرزندانم میخواهم که مرا ببخشند که کمتر توانستهام به آنها برسم و بیشتر میخواهم وقف راهی باشم که خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده است.
آنچه از دنیا برایم باقی میماند، حق است که در اختیار همسرم قرار گیرد. از همه آنهایی که از من بد دیدهاند، میخواهم که مرا به بزرگی خودشان ببخشند و بالاخره از مردان مخلص خودم به ویژه حاج آقا امیر رنجبر نیکدل، استدعا دارم در غیاب من به امور حساب و کتاب من برسند و با برادران دیگر چون جناب سرهنگ حاج آقا آذریون و تیمسار حاج آقا آراسته در این باب، تشریک مساعی نمایند.
خداوندا! ولی امرت حضرت آیتالله خامنهای را تا ظهور حضرت مهدی (عج) زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین.
مناللهالتوفیق علی صیاد شیرازی - 19دی1371

| دومین انقلاب رنگی درهم شکست
به نقل از خبرگزاری فرانسه، ایالات متحده آمریکا که دارای پایگاه هوایی در قرقیزستان است و از آن برای حمایت از جنگ در افغانستان استفاده میکند ابراز نگرانی عمیق خود از درگیریها در قرقیزستان را اعلام کرد.
|
|
فرزند ارشد شاه مخلوع در مصاحبه ایی ضمن دفاع از فرقه ضاله بهاییت، خواهان همکاری گسترده فتنه گران برای آنچه که وی عبور از جمهوری اسلامی نامید، شد.
فرزند ارشد شاه مخلوع در مصاحبه ایی ضمن دفاع از فرقه ضاله بهاییت، خواهان همکاری گسترده فتنه گران برای آنچه که وی عبور از جمهوری اسلامی نامید ، شد.
به گزارش باشگاه خبر نگاران،رضا ربع پهلوی در گفتگویی با پایگاه خبری زنیت ،گفت: من امیدوارم که بتوانیم نظام دیگری را جانشین این رژیم مذهبی بکنیم .
وی همچنین با حمایت از فرقه ضاله بهاییت گفت که اعضای این فرقه مورد تایید من می باشند. ربع پهلوی در انتها و در پاسخ به سئوال پرسشگر راجع به نقش موسوی در ایده ال هایش گفت:مجموعه جنبش سبز می توانند یاری رسان من باشند.ما باید موانع را از سر راه خود برداریم و رژیم کنونی یکی از آنهاست.
جمعه 20 فروردین 1389

خبرگزاری فارس: مراسم یازدهمین سالگرد شهادت امیر سپهبد صیاد شیرازی با حضور مقامات عالیرتبه کشوری و لشکری برگزاری شد.
به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، در این مراسم که با حضور مقامات عالیرتبه ستاد کل نیروهای مسلح، سپاه، ارتش، نیروی انتظامی، وزارت دفاع، سازمان بسیج مستضعفین و همچنین خانواده معظم شهدا و اقشار مختلف مردم در مسجد جهاد ستاد کل نیروهای مسلح همراه بود، حجتالاسلام صدیقی امام جمعه موقت تهران با ایراد سخنانی به ذکر فضایل و ویژگیهای سپهبد شهید صیاد شیرازی پرداخت.
صدیقی در بخش دیگری از سخنان خود به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال گذشته اشاره کرد و افزود: در فیلمی که یکی از فرماندهان از حوادث اخیر به من نشان داد برخی افراد، ماموران نیروی انتظامی را شکنجه میکردند تا به رهبری معظم انقلاب توهین کنند اما این نیروهای مومن هرگز حاضر به انجام این کار نشده و به همین خاطر به بدترین شکل شکنجه شده و چند نفر نیز به شهادت رسیدند.
وی با تاکید بر اهمیت توجه به اصول و ارزش اسلام و انقلاب اسلامی گفت: ما باید به جایی برسیم که حزب و گروهمان نتواند ما را از اسلام جدا کند.
امام جمعه موقت تهران با اشاره به اهمیت مقابله هرچه بیشتر با دشمنان داخلی، تصریح کرد: باید عوامل شکاف و نفاق و نیز جاسوسان داخلی را از بین ببریم و بدانیم که زمانی که درون جامعه درست و آسیب ناپذیر شد، مشکل بیرونی نیز نخواهیم داشت.
صدیقی خاطرنشان کرد: مقابله با کسی که قبلا زیر عبای امام(ره) بوده و امروز مقابل نظام می ایستد سخت تر از مقابله با دشمن خارجی است.
وی همچنین برترین شهدا را کسانی دانست که به دست فتنهگران داخلی شهید میشوند.
در این مراسم همچنین حجتلاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری، سرلشکر فیروزآبادی رئیس ستادکل نیروهای مسلح، سرلشکر رشید جانشین ستاد کل نیروی مسلح، سرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش، سرلشکر صفوی دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا، سرلشکر سلیمی فرمانده سابق کل ارتش، سردار سلامی جانشین فرمانده سپاه، امیر شاهصفی فرمانده نیروی هوایی ارتش، امیر میقانی فرمانده پدافند هوایی، امیر پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش، امیر سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش، سردار حاجیزاده فرمانده نیروی هوا فضای سپاه، سردار نقدی رییس سازمان بسیج مستضعفین، سردار فضلی جانشین بسیج، محصولی وزیر رفاه، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، سردار وحید جانشین وزیر دفاع تمدن استاندار تهران، سردار احمدی مقدم فرمانده ناجا، سردار همدانی فرمانده سپاه تهران بزرگ، غفوری فرد و کامران نمایندگان مجلس و جمع دیگری از مقامات نظامی حضور داشتند.

خبرگزاری فارس: آهنگساز مجموعه «روایت فتح» گفت : آوینی میگفت موسیقی در ذات انسان است. اگر انسان بتواند به شیطان غلبه کند، هر کاری که انجام میدهد واقعی است. حالا اگر این شیطان در نفس تو رخنه کرده باشد، اگر بهترین هنرمند هم باشی، قطعاً موسیقیای که میسازی شیطانی است.
*اشاره:
رضا سلطانزاده سازنده موسیقی «روایت فتح» آوینی در گوشه و کنار مصاحبه، خودش را به اندازه کافی معرفی کرده است. به گفته خودش، موسیقی روایت فتح را در صورتی ساخته که آوینی بالای سرش ایستاده بوده. او شاید از معدود کسانی باشد که بتوان دیدگاههای آوینی درباره موسیقی را از زبان او شنید.
سال 56 در گروه پیشآهنگی ساکسیفون میزدم. انقلاب که شد، ساکسیفون ما هم تبدیل شد به پیانو، بعد از مدتی که ساز زدن را یاد گرفتم، آمدم توی کار فروشندگی ساز.
یک روز آقایی که چشمهای آبی داشت، آمد مغازه دستگاه خاصی میخواست، من هم نشانش دادم. میگفت کار ما موسیقی فیلم است. خیلی به کار فیلم علاقه داشتم اما تا به حال برای کسی نزده بودم، یک موقعهایی برای خودم میزدم.
گفتم این دستگاه این طور است، آن طور است. گفت باشد میبرم و استفاده میکنم. گفتم مشکل اپراتوری با آن پیدا میکنید، چون دستگاه پیچیدهای است. گفت نه، آنهایی که کاری میکنند، میتوانند و دستگاه را برد...
همان شب همان آقای چشمآبی با من تماس گرفت. او را از صدایش سناختم. گفت یکی را میتوانی پیدا کنی که بیاید و با ای ندستگاه کار کند گفتیم من خودم هستم، میآیم و آن را راه میاندازم.
*
این شد که برای اولین بار رفتم حوزه هنری.
آنجا بود که به من گفتند آن آقایی که چشمهای آبی داشت، اسمش نادر طالبزاده است.
آن زمان داشت فیلم «خنجر و شقایق»اش را تدوین میکرد.مسئله، موسقی متن فیلم «خنجر و شقایق» بود. گفتم مشکل چیه؟ گفتند ما میخواهیم این قطعه را بزنیم. گفتم باشد و دستگاه را راه انداختم. یک قطعه از موسیقیاش را زدم. دیدیم طالبزاده حالش تغییر کرد. گفت تو خودت میتوانی این قطعه را بزنی، با کسانی که اینجا روی موسیقی کار میکردند، از دیروز تا حالا کلی کار کردهایم ولی هیچ چیزی نزدهاند. اما الان شما خیلی خوب میزنی. گفتم میتوانم و موسیقی متن فیلم را در عرضه دو سه هفته ساختیم و تمام شد.
بعد از این فیلم بود که طالبزاده من را به «روایت فتح» معرفی کرد. فکر میکنم تقریباً سال 71-70 بود؛ تقریباً یک سال پیش از شهادت آوینی.
*
دوره جدید روایت فتح را تازه شروع کرده بودند که ما هم به آنها ملحق شدیم. من را به آقای فارسی معرفی کردند.
فارسی گفت تو حتماً باید آوینی را ببینی، خیلی به کارمان کمک کی کند. من تا به آن روز آوینی را از نزدیک ندیده بودم، حداقل از روزی قیافه نمیشناختم. فکر میکردم آوینی همان آقای نوریزاده است، چون صداهایشان خیلی به هم شبیه بود.
فارسی گفت ما الان درگیر موسیقی متن روایت فتح هستیم. تا به حال هم فقط طبل بوده و بیشتر از موسیقی خارجی استفاده کردهایم.
گفتم که قرار میگذاریم و آوینی را میبینیم.
آن شب که قرار گذاشته بودیم، آمدند مغازه دنبال من؛ فارسی بود و نقاشزاده و خود آوینی، سوار ماشین که شدم، دنبال آوینی میگشتم که البته به شکل و شمایل نوریزاده نبود. ماشین حرکت کرد و رفتیم منزل ما. بعد از آنکه آقای آوینی را به من معرفی کردند، سه چهار ساعتی نشستیم و او درباره موسیقی و کجاست. باور کنید سر درد گرفتم. پیش خودم فکر میکردم، این چه میگوید.
*
موسیقی آن چیزی است که میزنند و به آن میرقصند. من فقط آن موسیقی را میشناختم. پیش از این موسیقی شاد و زنده میزدم. شاید گفتن نداشته باشد ولی قبل از آشنا شدن با آوینی شبی 80 هزار تومان میگرفتم. آن زمان هم که 80 هزار تومان پول کمی نبود. به مهمانیها و عروسیها میرفتم و ساز میزدم. نه اینکه دلم بخواهد، یادم هست بچهها میگفتند فلانی! تو چرا وقتی پشتساز مینشینی، سرخ میشوی و عرق میریزی؟ میگفتم نمیدانم شاید خیلی به من فشار میآید. به هر حال، انگار زنجیری من را به این کار بسته بود.
نمیدانم چه شد ولی ناگهان از این رو به آن رو شدم. آنقدر حرفهایش برای من جذاب بود که ناگهان از آن عالم هپروت بریدم؛ از همان لحظهای که آوینی را دیدم.
این شد که شبی 80 هزار تومان را ول کردم و تمام آن عزت و احترامی را که برایم میگذاشتند. از همان شبی که آوینی را دیدم، رها کردم و پیش خودم گفتم این همان کسی است که جای گم کردهام را میداند و راهش را بلد است.
*
گفتم ببین من از هیچ کدام از حرفهای تو سردر نمیآورم ولی به این دستگاهها واردم، تو بنشین کنار من و بگو چطور بزنم!
گفت باشد. وقتت را به من بده. من گفتم از ساعت 8شب تا 4 صبح برای تو وقت میگذارم. او هم گفت پس کارهای دیگرت را ول کن - در صورتی که اصلاً نمیدانست این کارهای دیگرم چیست؟
بیا این جا من خیلی چیزها به تو میگویم.
وقتی این جا روایت فتح ماهی 28 هزار تومان به من حقوق میدادند که 22 هزار تومان آن بابت کرایه خانه میرفت. یادم هست بعضی شبها که میخواستم به خانهام در تهرانپارس بروم، فقط 20 تومان داشتم که باید با همان صبح فردا دوباره بر میگشتم، اتفاقاً با همان پول ازدواج کردم یعنی با اولین حقوق. با این حال فکر میکردم چیزی مثل طلا کشف کردهام؛ چیزی که نه میتوانستند از من بدزدند و نه اینکه من میتوانستم آن را از دست بدهم یا به کسی ببخشم.
*
قصه اولی را که در روایت فتح کار کردیم؛ از فیلم آمریکایی «مصائب جنگ» الگو گرفتیم. وقتی به او مطرح کردیم، گفت اشکالی ندارد، فقط مواظب باشید به آن نزدیک نشوید.
با موسیقی سنت برای فیلم مشکل داشت، اینکه مثلاً یک نی را برداری و با تمبک برای فیلمات موسیقی متن بسازی، با این به شدت مشکل داشت.
میگفت این اصلاً موسیقی نیست که تو آن را انتخاب کنی و بگذاری، روی فیلم، این موسیقیای است که باید در ماشین و یا با شعر به آن گوش کنی.
*
بالاخره آن قدر شبها بیداری کشیدیم که یک روز آمد و اولین قطعه را که برای پخش از برنامهای - بعد از پذیرش قطعنامه - ساخته بودیم به نام «گلستان آتش» گوش داد و گفت خیلی خوب شده.
*
من همیشه فکر میکردم موسیقی یعنی این که هرچی بیشتر ساز ولی ساز! سازی که ملودی هم ندارد و فقط حسی را از وجودت - آن طور که تصویر را از بین نبرد - به فیلم اضافه میکند. میگفتم چطوری؟ میگفت وقتی تصویر قطع شد، بیننده دیگر به موسیقی گوش نکند و اگر موسیقی قطع شد، فیلم دچار خلاء شود. در یک کلام میگفت موسیقی فیلم فقط، در حد یک افکت است اما به این معنی نبود که همه موسیقی را در همین حد میدید.
میگفت موسیقی در ذات انسان است. اگر انسان بتواند به شیطان غلبه کند، هر کاری که انجام میدهد واقعی است. حالا اگر این شیطان در نفس تو رخنه کرده باشد، اگر بهترین هنرمند هم باشی، قطعاً موسیقیای که میسازی شیطانی است و کاری که میکنی، واقعی نیست چون حس تو و وجود تو در اختیار شیطان است و این برای من الگو شده بود.
حتی بعضی از شبها که نمیتوانستم. فیلمهای جنگ و بسیجیها را نگاه میکردم و حالم برمیگشت. میگفت موسیقی آن الحانی است که در بهشت است. صدای حضرت داوود است، آن موسیقی است که شاید ربط خیلی ظریف و یا نه ضعیفی با این موسیقی است که شاید ربط خیلی ظریف و یا نه ضعیفی با این موسیقی داشته باشد. اصلاً این موسیقی، موسیقی، حساب نمیشود چون تمامش برمیگردد به حس و حال شخص، در صورتی که ما الان نداریم کسی را که واقعاً مخلصانه و درست و پاک بیاید موسیقی بسازد. شاید به همن علت بود که موسیقی و پاک بیاید موسیقی بسازد. شاید به همین علت بود که موسیقی سنتی را نمیپسندید. نمیگویم بدش میآمد، نمیپسندید و از آن استفاده نمیکرد. بیشتر موسیقی کلاسیک گوش میکرد، مثل کارهای باخ که فقط چند قطعهاش را برای کلیسا ساخته است یا بتهون. معتقد بود سنتیها هنوز با آن غلبه شیطانی درگیرند اما در موسیقی کلاسیک لااقل تسلط ذهنی به موسیقی وجود دارد نه تسلط فنی. نوازندگان بزرگ کلاسیک از نظر ذهنی به موسیقیشان تسلط دارند. همان طور که در مورد سینما معتقد بود و درباره هیچکاک میگفت. اما وقتی خودش کار میساخت نه به موسیقی سنتی شبیه بود و نه به موسیقی کلاسیک.
در «دو کوهه» فقط از دو نت پیانو استفاده کرد - فرق آوینی هم با بقیه همین بود. وقتی کار را شروع میکرد، میگفت نه باخ باشد نه شوپن و نه بتهون؛ همین طبل باشد بدوی ملودی! چون به علت تجربهاش میتوانست بین کارها تفکیک قایل شود.
به هر حال برای یکی از فیلمهایش به جنوب و منطقه فکه میرفت و برگشت و از سفر دوم برنگشت همه چیز من از همین جا تمام شد.
*
آوینی که شهید شد، همه چیز برای من تمام شده بود. گیر کرده بودم و دور خودم چرخ میزدم، راهم را بلد نبودم، راه برگشت را هم دیگر نمیدانستم. دیگر نمیتوانستم آن کارهایی را که قبلاً انجام میدادم، انجام دهم چون از آوینی یاد گرفته بودم که آنها موسیقی نیست. خیلی سخت توانستم دوباره به حرفهای آوینی برگردم و چیزی که کمکم کرد فیلمهای جنگ و بچه بسیجیها در منطقه بود. من در منطقه بودهام اما در این فیلمها چیزهای دیگری میدیدم.
*
ما که میخواهیم از هنر حرف بزنیم و بگوییم من هنرمندم؛ ویولون میزنم، من هنرمندم، نقاشی میکشم، من هنرمندم؛ فیلم بازی میکنم و.... در مقابل اینها اصلاً هنری نداریم. نمیدانم تا به حال شده که شما در وضعیت انتخاب مرگ و زندگی 30 ثانیهای قرار بگیری یا نه؟ نوجوان پانزده شانزده سالهای را در نظر بگیر که اگر یک قدم جلو برود، میمیرد و اگر یک قدم به عقب برگردد، زنده میماند و او مرگ را انتخاب میکند. هنر واقعی آنجا بود و باید برای می رقصیدند ولی رقص واقعی آنجا بود و باید برای کسی که اینطوری میرقصید، میزدهم، من واقعاً این را گم کرده بودم.
*
بعد از شهادت آوینی با کارگردانهای زیادی کار کردم؛ آقای ملاقلیپور، آقای مرادیپور، آقای برزیده و خیلیهای دیگر که همه کارگردانان خوبی هستند و همه حس خودشان را منتقل میکنند، ولی حسشان مثل حس همه است. اما حس آوینی چیز دیگری بود. او دقیقاً چیزی به تو میگفت و چیزی از تو میخواست و ناخودآگاه کار، در میآمد. حتی بعد از شهادتش اگر میخواستم کاری انجام بدهم یا باید حرفهای او را مرور میکردم یا باید فیلمهایش را نگاه میکردم تا کار برایم ساده میشد.
سال 74 یکی از همین آقایان از من خواست یکی از قطعههای روایت فتح را دوباره تکرار کنم، کاری که یکشبه کرده بودم ظرف 15 شب هم نتوانستم انجام دهم. بالاخره کار انجام شد ولی آن چیزی دیگری بود. نمره هارمونی موسیقی روایت فتح از نظر استانداردهای معمولی صفر بود؛ از ملودی صفر بود. ولی روی تصویر همه حیران مانده بودند که چطور اتفاق افتاده است. این کاری که دوباره ساخته بودم هارمونی و ضرباهنگ دقیقی داشت ولی اصلاً تأثیرگذار نبود.
الان مردم دوست دارند وقتی فیلمی پخش میشود، پشت سرش هم کاست موسیقیاش به بازار بیاید. یک ملودی خوشگل و چهار تا ساز قشنگ میزنند و بعد هم وقتی فیلم را اکران کردند، میگویند کاست فلان فیلم موجود است و یک بازار هم برای آن درست میشود. نگاه، نگاه اقتصادی است و نه آن نگاه حسی آوینی. شما اگر نوار موسیقی روایت فتح را بدون فلیماش میگذاشتی، یک دقیقه هم نمیتوانستی آن را تحمل کنی. الان اگر تمام سینمای جنگ ایران را بگردید، ممکن است 5 تا موسیقی حسی پیدا کنی، بقیه دیگر با دخالت مسائل اقتصادی و پولی بوده است برای اینکه کاست آن بیاید بیرون. سیدیاش بیاید بیرون. فلان جایزه را ببرد! الان بچه مسلمانهای سینما هم فیلم میسازند ولی اینکه شما نماز بخوانید و قبل از کارت وضو بگیری، علت بر این نمیشود که حتماً بتوانید یک کار خوب و درست تحویل بدهید!
*
آوینی انسانی بود که غیر از معنویت و ایمان، به بخش هنری خیلی تسلط داشت و توانسته بود دین و هنرش را طوری با هم ترکیب کند که فلسفهای از درونش متولد شود. آوینی یکسره موسیقی گوش میکرد الان بچه مسلمانهای ما حوزه موسیقی را اصلاً نمیشناسند. شما به آنها بگو باخ یا بتهون، انگار اسم منفورترین شخصیتها بر زبان آوردهای، اصلاً با اینها مخالفند، در صورتی که آوینی، همه اینها را گوش میکرد و توانایی این را داشت که آن را سرند کند.
یا مثلاً شما کدام کارگردان حزباللهی را میشناسید که موسیقی کلاسیک گوش کند؟ وقتی شما در یک چارچوب محدود حرکت کنی، یک آهنگساز دست چندم هم میتواند بیاید و کلاه سرت بگذارد، چهار تا آهنگ معمولی را میگذرد جلویت و چون تجربه نداری و خوب را گوش نکردهای و بدتر را هم گوش نکردهای، این را به منزله بهترین قبول میکنی. آخرش هم میبینی که کار درآمده ولی اصلاً حس و حال ایجاد نمیکند.
*
آوینی پیشزمینه قویای داشت. اینکه نمیشود شما بدهی موسیقی برای فیلمات بسازند ولی خودت موسیقی گوش نکرده باشی. من کارگردانهایی را میشناسم که سرشان کلاه گذاشتهاند و موسیقیهای خارجی را با تغییراتی، به منزله ساخته به آنها فروختهاند.
فهمیدن حرفهایش برای من خیلی سخت بود و فهماندن آن هم برای او. از دنیای دیگری حرف میزد که برای من آشنا نبود. کلام و حال آوینی مثل حافظ و سعدی بود یعنی هرچه میگفت، میتوانستی در خودت پیدا کنی. حقیقت اصلی بود و هیچ حاشیه نمیرفت.
هرچه میگفت، میتوانستی در خودت پیدا کنی، حقیقت اصلی بود و هیچ حاشیهای نمیرفت طوری که بالای سرما بود که ما میفهمیدیم باید چه کار کنیم. در یک کلام بر ما ولایت داشت. از طرفی، آن چیزی که به کار جهت میداد ارتباطی بود که بین آوینی و خدا برقرار بود یعنی با همه آن تجربهها، این ارتباط کار اصلی را انجام میداد. آوینی همیشه میگفت من دستیار دوم خدا هستم؛ کار اصلی را او انجام میدهد و من هم این وسط وسیلهام.

خبرگزاری فارس: فرمانده سابق کل سپاه با بیان اینکه دستور ترور شهید صیاد شیرازی از جانب صدام به منافقین داده شد، گفت: سپاه پاسداران در همان سال اول شهادت صیاد شیرازی با طرحریزی عملیاتی، بیش از هزار گلوله توپ و موشک به مقرهای منافقین در خاک عراق شلیک کرد.
به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس سردار لشکر سید یحیی صفوی دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا صبح امروز در حاشیه مراسم یازدهمین سالگرد شهید صیاد شیرازی با ذکر خاطرات و پرداختن به ویژگیهای این شهید بزرگوار، انتصابات دقیق از میان بهترین فرماندهان را از جمله خصوصیات صیاد شیرازی عنوان کرد و افزود: صیاد شیرازی در زمان جنگ توانست به خوبی نیروی زمینی را که بزرگترین و موثرترین نیروی ارتش در جنگ تحمیلی بود فرماندهی کند.
صفوی، صیاد شیرازی را نماد هماهنگی میان سپاه و ارتش دانست و گفت: این شهید بزرگوار همکاری خوبی با سپاه و بسیج داشت و نوع رفتار و اعتقادات وی حاکی از یک روحیه مردمداری و بسیجی بود.
وی تصریح کرد: بدون شک دستور به شهادت رساندن صیاد شیرازی از یک رده بالاتر به منافقین داده شد و شخص صدام این دستور را به منافقین داد تا شهید صیاد شیرازی را به شهادت برسانند.
فرمانده سابق کل سپاه ادامه داد: سپاه پاسداران در همان سال اول شهادت صیاد شیرازی طی یک طرح عملیاتی از ساعت 4 تا 8 صبح تمام مقرهای منافقین از پادگان اشرف گرفته تا العماره را با شلیک بیش از هزار موشک و گلوله توپخانه برد بلند، منهدم و تلفات سنگینی را به آنها وارد کرد.
صفوی خاطرنشان کرد: به دنبال این عملیات بود که عراق هیچ واکنشی از خود نشان نداد و تنها به گله مختصری بسنده کرد.
وی در پایان صیاد شیرازی را الگوی فرماندهای مومن و شجاع برای افسران و کارکنان نیروهای مسلح کشور عنوان کرد.
نظرات ()
حجتالاسلام موسیپور گفت: "جریان فتنه در شهر مقدس قم به دنبال سوءاستفاده از فوت آیتالله منتظری و حتی فوت همسر وی نیز بود و برای به راهانداختن آشوب و اغتشاش برنامههای بسیاری را ساماندهی و نیروهای خود را فراخوان کرده بود."
حجتالاسلام موسیپور گفت: "جریان فتنه در شهر مقدس قم به دنبال سوءاستفاده از فوت آیتالله منتظری و حتی فوت همسر وی نیز بود و برای به راهانداختن آشوب و اغتشاش برنامههای بسیاری را ساماندهی و نیروهای خود را فراخوان کرده بود."
به گزارش فارس،حجتالاسلام محمدحسین موسیپور، شنبه شب در نخستین جلسه شورای اداری استان قم در سال 89 که در تالار معصومیه استانداری قم برگزار شد، گفت: سال 88 سال بسیار پرفراز و نشیب و پرتنش برای کشور و برای ملت بزرگ ایران اسلامی بود.
مهمترین دستاورد کشور در سال گذشته سیاسی بود
برخی منابع آگاه شدت گرفتن تلاش های کشورهای غربی برای تحریم ایران را ارسال سیگنال ها از سوی برخی فتنه گران عنوان می کنند.

برخی منابع آگاه شدت گرفتن تلاش های کشورهای غربی برای تحریم ایران را ارسال سیگنال ها از سوی برخی فتنه گران عنوان می کنند.
به گزارش«جوان آنلاین»،پس از انتشاراخباری مبنی بر دیدار برخی از افراد منتسب به اردوگاه جریان فتنه با نمایندگان اپوزیسیون خارج از کشور و حتی برخی از عناصر پشت پرده کشورهای بیگانه،اخبار دریافتی حکایت از آن دارد که تلاش های اخیر دولت آمریکا و برخی کشورهای غربی دیگر مبنی بر تحریم ایران و در انزوا قرار دادن کشور ناشی از سیگنالهای است که توسط برخی فتنه گران از طریق نمایندگان خود ارسال شده است.
گفته می شود مضمون سیگنالهای ارسالی پیگیری بیشتر و سریعتر برای تصویب و اعمال تحریم ها بر ایران می باشد زیرا اعمال این تحریم ها و همزمانی آن با هدفمند کردن یارانه ها باعث فشار بیشتر بر مردم شده در نتیجه اعتراضات مردمی بیشتر شده و ناتوانی دولت در این خصوص افشاء می شود و زمینه برای اعلام عدم کفایت دولت و لزوم روی کار آمدن دولت موقت فراهم می گردد.
گفتنی است چندی پیش نیز جمعی از نمایندگان کنگره آمریکا طی نامه ای از ریس جمهور این کشور در خواست نمودند تا از فتنه گران حمایت بیشتری شود.
در بخشی از نامه مذکور آمده است : ما از شما مىخواهیم از مخالفان دولت ایران که براى کسب آزادى و دموکراسى (!) پیکار مىکنند، حمایت و پشتیبانى نمایید. مخالفان دولت ایران به مبارزه خود ادامه خواهند داد و ما نباید آنان را در این راه تنها بگذاریم.
مهدی فلاحتی مجری برنامه روی خط صدای آمریکا به جرم تجاوز جنسی به یک زن و در پی شکایت از وی بازداشت شد.مهدی فلاحتی مجری برنامه روی خط صدای آمریکا به جرم تجاوز جنسی به یک زن و در پی شکایت از وی بازداشت شد.
به گزارش تابناک، به دستور ریس دادگاه تا اطلاع ثانوی از ورود وی به محل کارش ـ صدای آمریکا ـ جلوگیری خواهد شد.
وی دارای تفکرات کمونیستی بوده و از افرادی است که در دوره وزرات مهاجرانی مورد عنایت خاص بوده است. در آن دوره کتاب های وی مجوز چاپ در ایران گرفت و نکته عجیب تر اینکه سایت شخصی او که حاوی مطالب منحرف و اشاعه دهنده تفکرات مبتذل اوست فیلتر نیست.

در پی وارد آمدن فشارهای پیدا و پنهان بر قوه قضاییه برای به تاخیر انداختن یا عدم رسیدگی به پرونده آقایان محمدرضا رحیمی و نیز مهدی هاشمی رفسنجانی، 233 نفر از نمایندگان مجلس با ارسال نامه ای خطاب به رییس قوه قضاییه، از تلاش های ایشان برای پیگیری پرونده افراد دانه درشت حمایت کردند.
به گزارش الف، حسن غفوریفرد عضو هیئت رئیسه مجلس در جلسه علنی امروز یکشنبه نامه 233 تن از نمایندگان را خطاب به رئیس قوه قضائیه در صحن علنی مجلس قرائت کرد که متن آن به شرح زیر است.
محضر آیتالله صادق آملی لاریجانی
رئیس محترم قوه قضائیه
با سلام و احترام
بر اساس اخبار موثق در مورد مبارزه با مفاسد دانهدرشتها فشارهایی متوجه جنابعالی شده است. از آنجا که مقام معظم رهبری در این مورد فرمودهاند: در امر مبارزه نباید هیچ تبعیضی دیده شود، هیچ کس به هیچ لحاظ دستگاهی نباید استثنا شود و هیچ شخص یا نهادی نمیتواند با صرف انتساب به اینجانب یا دیگر مسئولان کشور خود را از حسابکشی معاف بشمارد. با فشار در هر جا و هر مسلک باید برخورد یکسان صورت گیرد.
در قوه قضائیه فرض است که در این مبارزه نفسگیر ولی مقدس با پایداری کار مبارزه را از بالا شروع کند چنانکه در مواضع شما نیز آشکار است.
خواه متهم از مسئولان بلندپایه کشور باشد خواه فرزند مقامات باشند.
ما نمایندگان به مردم اطمینان میدهیم که در کنار رهبری دلسوز و مردم بصیر پشتیبان این جهاد قوه قضائیه خواهیم بود.

واکاوی برخی ازمواضع سازمان مجاهدین
آنها از ابتدا با ولایتفقیه و قانون اساسی در تضاد بودند
نگاه ما بازنگری قانون اساسی و حذف موادی است که مذهب را با حکومت داری جمع نموده است.
شرکت سهامی مجاهدین انقلاب که نقش عمده ای در جریان فتنه های اخیر وحتی قبل از آن در داخل کشور داشته نسبت به نظام جمهوری اسلامی چند تضاد اساسی دارد که بر همین اساس سرکرده این گروه در حال انحلال گفته است اگر این تضاد ها حل شود ما با نظام مشکلی نخواهیم داشت!
یک مقام آگاه درگفتگو با «جوان آنلاین» مهمترین مشکلات سازمان مجاهدین که از زبان این عضو ارشد سازمان نقل شده به شرح زیرتشریح کرد:
1- ما با اینکه یک نفر بخواهد در همه چیز رئیس باشد مشکل داریم ، ما براساس تعقل و آنچه می بینیم و تفکراتمان می پذیرد حرکت می کنیم و به تعبد و کرامات قلبی و مسائل ماورائی که خارج از قوه تعقل و مبتنی بر قوائد مذهبی باشد کاری نداریم .
جالب این است که در زمانی که آقای ب.ن در سمت یکی از مسئولان دولتی در زمان حیات حضرت امام (ره)، برای عقد قرار دادی به ترکیه رفته بود وهمزمان حضرت امام (ره) در یک سخنرانی اتاتورک را مورد انتقاد قرارداده بودند و این سخنان باعث رنجش لائیک ها شده بود، این موضوع باعث شده که این مقام ارشد دولتی نتواند قرارداد امضاء کند، از این رو در بازگشت از سفر و در اولین جلسه هیئت دولت در پرخاش به سخنرانی حضرت امام (ره) گفته بود که نمی شود، اینگونه از بالای سر ما مطالبی را به پرواز در بیاورند و در روابط بین الملل مارا زمین گیر کنند، دولت باید حساب خودش را از این دخالت ها مشخص نماید.اگرفکر می کنند ما تنوری عمل می کنیم در اشتباه هستند. (اشاره به داستان یکی از شیعیان امام جعفر صادق (ع) و تعبد ایشان در پذیرفتن فرمان امام(ع) ورفتن به درون تنور)
2- شورایی که بر اساس یک ترس موهوم از رخنه لیبرال ها در اوائل انقلاب به مجلس شورای اسلامی تحمیل شده (شورای نگهبان) و بعنوان سد آزاد اندیشی و مغایر با اصلی ترین قوانین شناخته شده حقوق بشر مانع از حضور سلایق مختلف درارکان نظام می گردد را برنمی تابیم و قبول نداریم .
3- بسیاری از مفاد قانون اساسی در شرایط خاصی و تحت فشار های فردی آن زمان تدوین گردیده است. این قوانین با اصول دمکراسی و درک از دنیای متمدن ناسازگاری دارد و چون خلطی از حکومت به سبک کلاسیک و احکام مذهبی می باشد، در تعامل با دنیای متمدن در می ماند. نگاه ما بازنگری قانون اساسی و حذف موادی است که مذهب را با حکومت داری جمع نموده است .
4- ما معتقدیم آنچه به عنوان رفراندوم تعین حکومت در سال 58 انجام شده است، یکطرفه و براساس تحریک احساسات مردم وغیر دمکراتیک بوده است. لذا جمهوریت با پسوند دموکراسی خواهی و یا بدون آن و آنچه عرف بین المللی است به آرای عمومی گذاشته شود و نیازی به قید ایدئولوژی در نوع حکومت نخواهیم داشت.
ناظران و مطلعین معتقدند این افکار، تمام آن چیزی است که این گروهک تحت حمایت انگلیس ، و اصلاح طلبان تحت حمایت آمریکا و جریان فتنه تحت حمایت اسرائیل در طول 8 سال حکومت خاتمی و چند ماهه اخیر به شکل های مختلف فریاد زدند و از هیچ کاری برای پیاده کردن آن کم نگذاشتند.
حال باید پرسید دستگاه های مسئول بدنبال چه می گردند و چرا در اجرای قانون شرع تعلل می ورزند.

فیلم مستند ی در باره شخصیت خانم زهرا رهنورد همسر آقای میر حسین موسوی در خارج از کشور ساخته شده است.
فیلم مستندی در باره شخصیت خانم زهرا رهنورد همسر آقای میر حسین موسوی در خارج از کشور ساخته شده است.
به گزارش«جوان آنلاین»،اخیرا فیلم مستندی درباره شخصیت خانم زهرا رهنورد همسر آقای میر حسین موسوی در خارج از کشور ساخته شده است.که به تجلیل از نقش وی در فتنه های اخیر پرداخته است، سازنده این مستند هنری محمود شکراللهی بازیگر فیلم " فریاد مورچه ها" می باشد.

این پزشک فلوریدایی که "جک کسل" نام دارد و متخصص اورولوژی است بر تابلو سر در مطب خود نوشته است" اگر به اوباما رای داده ای برای خودت اورولوژیست دیگری پیدا کن. تغییرات در نظام بهداشتی ات از همین حالا شروع می شود نه 4سال دیگر".
کسل به خبرنگاران گفته است که او تصمیم ندارد جلو بیمارانی را که وارد مطب او می شوند بگیرد و یا آن ها ر ا در رابطه با مرام سیاسی مورد بازجویی قرار دهد اما" اگر این بیمار ها تابلو را ببینند و به جای دیگری بروند آن وقت چه بهتر".
بنا بر گزارش شاهدان عینی این پزشک در سالن انتظار مطب خود مقالات و مطالب تبلیغاتی حزب جمهوری خواه آمریکا را به صدای بلند برای بیماران خود می خواند و گفته می شود که علاوه بر این در مطب این پزشک جزواتی از تحلیل های جمهوری خواهان از طرح اصلاحات بهداشتی اوباما وجود دارد که این پزشک آمریکایی, در برگه یادداشتی روی آنها نوشته است " این بلایی است که دیوانگان واشنگتن بر سرتان آورده اند. خودتان این جزوه ها را بردارید و بخوانید و آن وقت آن هایی را که چنین چیزی را تایید کرده اند رد کنید".
سخنگوی اداره بهداری و بهزیستی ایالت فلوریدا به خبرنگاران گفته است قانونی وجود ندارد که این پزشک را از تبلیغ مرام سیاسی خود منع کند و چون هیچ گونه قانونی در این باره وجود ندارد زمینه ای هم برای شکایت نیست.
مقامات آمریکایی پس از 9ماه سکوت درباره ربودن شهرام امیری (تبعه ایرانی) در عربستان، به برنامه ریزی و ربایش نامبرده، اعتراف کردند.
شبکه تلویزیونی ای بی اس با انتشار این خبر از قول مقامات آمریکایی و در تلاش برای پوشاندن ابعاد رسوایی این آدم ربایی، به دروغ مدعی شد امیری به آمریکا پناهنده شده و با سازمان جاسوسی سیا همکاری می کند. این شبکه ادعا کرد امیری با همکاری داوطلبانه، برخی اطلاعات هسته ای را به مقامات آمریکایی داده است.
این در حالی است که شهرام امیری یک محقق فیزیک محسوب می شود نه دانشمند یا تکنسین هسته ای که بتواند اطلاعاتی در زمینه برنامه هسته ای ایران به آمریکا بدهد. از سوی دیگر مقامات آمریکایی توضیح نداده اند که اگر در ادعای خود صادقند چرا اجازه نمی دهند شهرام امیری که احتمالا تحت فشار و شکنجه و آزار قرار دارد، مستقیماً با خبرنگاران مواجه شود و ادعای آنها مبنی بر همکاری این تبعه ایرانی با سازمان سیا را تایید کند. آنها همچنین باید توضیح دهند که چرا ادعای پناهندگی تبعه ربوده شده ایرانی در عربستان (خرداد ماه سال گذشته) را با 9 ماه تعلل مطرح می کنند.
گفتنی است با توجه به آشکار شدن دروغ بودن ادعاهای 7-6 ساله گذشته مقامات آمریکایی مبنی بر غیرقانونی و غیرصلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران، سازمان سیا و برخی دستگاه های اطلاعاتی مشابه تلاش دارند این دروغ را با دروغ و صحنه سازی دیگر بپوشانند و چنین القا کنند که اطلاعات واقعی درباره ادعاهای هرگز ثابت نشده خود به دست آورند.
مدیر سعودی شبکه العربیه (العبریه) نسبت به روابط خوب اغلب احزاب و گروه های عراقی با جمهوری اسلامی ایران ابراز ناراحتی شدید کرد.
عبدالرحمن الراشد طی مقاله ای در روزنامه سعودی الشرق الاوسط و برای تخریب وجهه فعالان سیاسی گوناگون عراقی که روابط دوستانه ای با ایران دارند مدعی شد احزاب عراقی گوش به فرمان ایران هستند.
وی در این مقاله (تحت عنوان سفر زیارتی عراقی ها به ایران) با ادعای اینکه «ما نمی توانیم ترس همسایگان عراق از تبدیل شدن این کشور به یک لبنان دیگر را نادیده بگیریم»، نوشت: پس از انتخابات پارلمانی در عراق و بحث های پیش آمده درباره تقسیم مجدد قدرت، مقام های عراقی با سفر به ایران به دیدار ژنرال قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس می روند(!)
این سعودی طرفدار رژیم صهیونیستی همچنین جلال طالبانی رئیس جمهور عراق را به خاطر سفر اخیر به تهران- که برای شرکت در جشن منطقه ای نوروز صورت گرفت- مورد حمله قرار داد و با ادعای اینکه «سفر طالبانی به تهران برای جلب حمایت ایران و باقی ماندن در ریاست جمهوری انجام شد» نوشت: سفر طالبانی به تهران نشان می دهد حتی آن گروه از سیاستمداران که پیش از این توجهی به رهبران مذهبی در تهران نداشتند، اکنون برای کسب قدرت وارد این تونل شده اند.
شایان ذکر است شبکه العربیه به خاطر مدیریت خیانت آلود عبدالرحمن الراشد در میان کشورهای عربی و اسلامی منطقه به عنوان «العبریه» شناخته می شود. الراشد در جریان جنگ 33روزه از صهیونیست ها دفاع کرد و در جنگ 22روزه نیز به پشتیبانی از قاتلان کودکان بی گناه غزه پرداخت. به همین دلیل برخی محافل صهیونیستی ضمن دعوت از الراشد، جایزه هایی به وی اهدا کردند.
با این اوصاف معلوم است نزدیکی ملت های مسلمان منطقه همان قدر که صهیونیست ها و انگلیسی ها و آمریکایی ها را آزار می دهد، برای امثال آقای الراشد سعودی- عبری نیز تلخ تلقی شود و این در حالی است که امثال وی اشاره ای به زشتی نوکری برای صهیونیست ها نمی کنند.
|
ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور بی کفایت و بازیچه گروهک های نفاق که سال گذشته امید فراوانی به فتنه پس از انتخابات بسته بود و از پیروزی آشوبگران سخن می گفت، اکنون با ناامیدی می گوید مخالفان، آشفته و فاقد حمایت مردم هستند. |

ای خداوندان ملک عافیت
والیان مسند اشرافیت
ای خداوندان رنگین نامه ها
صاحبان مکر در هنگامه ها
من یقین دارم مسلمان نیستید
چون ولی را تحت فرمان نیستید
من در این آشفته بازار شما
پرده برمی دارم از کار شما
گر شمایان نیستید اهل نفاق
مرگ خواهید از خدا بالاتفاق
این نماز و روزه و حج و زکات
بی ولایت چیست غیر از منکرات
سامری زادان که بازی خورده اید
کز غم بی آلتی افسرده اید!
نقش خود را خوب ایفا می کنید
هرزه گردی را شکوفا می کنید
بوقتان پر گشته است از قیل و قال
تا شود خون شهیدان پایمال؟
دم ز تضعیف ولایت می زنید
تا مگر از ریشه دین را برکنید
بر سر ما سایه دست خداست
سینه ما گوشه ای از کربلاست
حافظ این ملک تیغ حیدر است
تیغ او از تیغتان برّان تر است
نام ما تابوت برچسب شما
نعش ما زیر سم اسب شماست
لیک مرغ روحمان در آسمان
ماند از تیر شیاطین در امان
مُهر این امنیت از مِهر علی است
جان ما آیینه امر ولی است
هر کسی بر مرتضی مؤمن شود
از عذاب قهر حق ایمن شود
ای نگهبان کیان سلطنت!
تا به کی سحر و فسون و شیطنت؟
ای یهودا پرور گردون نشین!
وی یهودی کیش بت در آستین
ای شمایان کوفی بیعت شکن
ای عروسک های دست اهرمن
ای بر آخور خفتگان خواب نوش
نیش افکار شما زهرآب نوش
سامری زادان طور مرتضی
غافل از نور حضور مرتضی
اژدهای دست مولاییم ما
سِحرسوز و آتش افزاییم ما
گرمتر از آتش ظهر تموز
نعره ای خواهم زدن آدینه سوز
تا بسوزد جمعه های جمعتان
تا شود خاموش، سِحر شمعتان
نصرت حق را چو باور داشتم
یا علی! دست از دهان برداشتم
چون به نام نامی ات دل بسته ام
تیغ می بارد به جان خسته ام...

خبرگزاری فارس: رژیم صهیونیستی از امروز به مدت یک هفته کرانه باختری را به محاصره امنیتی درآورد.
به گزارش فارس، یک سخنگوی نظامی رژیم صهیونیستی به رادیو این رژیم گفت که از نیمه شب گذشته به مناسبت فرا رسیدن عید یهودیان حلقه امنیتی در سراسر کرانه باختری ایجاد شده است.
بر اساس این گزارش نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی از ورود و خروج فلسطینیان جلوگیری میکنند و تنها در موارد اضطراری و با اجازه دفاتر هماهنگی و ارتباط به آنها اجازه ورود و خروج میدهند.
به گفته سخنگوی نظامی رژیم صهیونیستی این وضعیت تا پایان عید یهودیان به مدت یک هفته ادامه خواهد داشت.

ما پیام عید رهبر را چو مصحف میکنیم
مثل دستورالعمل، همواره مصرف میکنیم
کوری چشم سران فتنه و بیگانگان
چشم، آقا! کار و همت را مضاعف میکنیم
سال نو همراه با کار و تلاش بر شما مبارک...
رابطه قتل ندا آقا با سفرهای متعدد به انگلیس و اسرائیل
با سفر کاسپین ماکان نامزد ندا آقا سلطان به رژیم صهیونیستی و دیدار وی با شیمون پرز پیچیدگی های قتل ندا آقا سلطان و نقش سرویس های بیگانه در قتل وی بیشتر شد.
با سفر کاسپین ماکان نامزد ندا آقا سلطان به رژیم صهیونیستی و دیدار وی با شیمون پرز پیچیدگی های قتل ندا آقا سلطان و نقش سرویس های بیگانه در قتل وی بیشتر شد. نکات عجیب در صحبتهای آرش حجازی اما اصل ماجرا!
ندا آقا سلطان در حوادث بعد از انتخابات و در یکی از خیابان های فرعی و به دور از محل راهپیمایی به همراه آرش حجازی به طرز مشکوکی به قتل رسید.
آرش حجازی مدیر نشر کارون که 2 روز قبل ازاین حادثه به ایران وارد شده بود و دو روز بعد از حادثه نیز به انگلستان گریخته بود بی گمان سناریویی را میدانی کرد که در آن ایام مورد خواست و تاکید سرویس های بیگانه بود.
بررسی فیلم صحنه قتل ندا آقا سلطان نشان می دهد که قتل ندا وی بسیار مشکوک و یک پروژه طراحی شده از سوی عوامل سرویسهای امنیتی انگلیس و آمریکا بوده است.
تناقضات این فیلم و نیز اظهارات آرش حجازی به عنوان فرد حاضر در صحنه و متهم اصلی قتل ندا آقاسلطان از یک سناریوی از قبل طراحی شده برای این موضوع خبر میدهد.
براساس تحلیل و بررسیهای تهیهکنندگان این فیلم مستند، آقا سلطان در این صحنه کشته نشده و در جای دیگری به قتل رسیده است.
انتشار این فیلم جدید از قتل ندا آقاسلطان که بر فرضیه قوی صحنهسازی بودن این ماجرا صحه میگذارد، ابعاد فاجعهباری از تلاش سرویسهای اطلاعاتی غرب و همراهان داخلی آنها در حوادث اخیر را آشکار میکند.
در این مستند، گفته میشود که ندا آقاسلطان با همکاری عوامل بیگانه در لحظه فیلمبرداری از صحنه ساختگی قتل خود، با دستگاه یا کیسهای مخصوص، خون را روی صورت خود جاری میکند. همچنین تناقضهای آشکار عکس معروف ندا آقا سلطان با فیلم پخش شده از وی نشان از زوایای پنهان این توطئه دارد.
بر اساس بررسیهای صورت گرفته روی این فیلم، ندا آقا سلطان در این سناریو، خود همکاری میکرده و پس از اینکه همراه با آرش حجازی وارد خودرو برای انتقال به بیمارستان شده، توسط یکی از همراهان کشته میشود.
گفتنی است، از همان روزی که فیلم با کیفیت بالای قتل ندا آقاسلطان برای اولین بار از CNN پخش و پیگیری آن به بیبیسی فارسی سپرده شد، با توجه به شواهد موجود، از جمله کیفیت فیلمبرداری، فاصله فیلمبرداری از محل درگیری، خلوت بودن خیابان، اسلحه به کار برده شده، زاویه اصابت گلوله و اصابت گلوله از فاصله نزدیک(بر اساس گزارش پزشکی قانونی)، فرار آرش حجازی به انگلیس در روز بعد از قتل، ارتباطات حجازی در انگلیس و شواهد دیگر، این فرضیه مطرح شد که آقاسلطان با طراحی سرویسهای جاسوسی انگلیس و آمریکا و عاملیت بخشی از هواداران موسوی به قتل رسیده است.
طرح این فرضیه توسط رسانههای انقلابی و شواهد ارائه شده برای آن در روزهای پس از پخش فیلم در CNN و بی بی سی فارسی، خشم رسانههای بیگانه و همراهان داخلی آنها را برانگیخت به طوری که پس از آن به ورطه تناقضگویی و فحاشی افتادند.
جزئیات این قتل شیطانی در ابتدای صحنه فیلم معروف ندا آقا سلطان، آرش حجازی به همراه مربی موسیقی ندا آقاسلطان، وی را روی زمین نشانده و دراز میکنند. نخستین موضوعی که بسیار جلب توجه میکند، حجم خون فراوانی است که روی زمین و زیرپای ندا آقا سلطان ریخته شده است و این در حالی است که این حجم انبوه خون تناسبی با خون ریخته شده بر گلوی ندا آقا سلطان و دستان این 2 نفر که به ادعای خود میخواستند مانع خونریزی شوند، ندارد.
مورد قابل توجه دیگر رفتار عادی اطرافیان است. در همان ابتدای فیلم به خوبی مشخص است که عابران اندک خیابان در حال رفت و آمد عادی خود هستند. ولی این آرش حجازی و مربی موسیقی ندا هستند که هیجان زده شدهاند. اگر شلیکی صورت گرفته بود، چرا عابران رفت و آمد عادی خود را داشتند. در این فیلم به وضوح مشخص است که آرش حجازی در لحظهای که ندا را روی زمین دراز میکند به دوربین نگاه میکند و در واقع کاملا مشهود است که وی به دنبال آن است که ببیند آیا دوربین صحنه را تعقیب میکند و در واقع کلیت صحنه را در نظر میگیرد.
پس از دراز کردن ندا روی زمین، برای جلب توجه مردم، آرش حجازی فریاد میزند[ندا] تیر خورده! قطعاً این موضوع هم برای جلب توجه مردم اطراف که در حال رفت و آمد عادی خود هستند، است و هم اینکه در حال گفتن دیالوگ مربوط به این فیلم هستند. دوربین بلافاصله پس از تصویربرداری از پایین بدن ندا ـ برای به تصویر کشیدن خونی که روی زمین ریخته شده ـ به بالای بدن وی میرود. در این لحظه به نظر میرسد که ندا به دوربین نگاه میکند و بلافاصله نگاه خود را از دوربین برمیگرداند.
در این هنگام مربی ندا فریاد میزند که «ندا بمون، ندا نرو، ندا مقاومت کن»، این دیالوگ قطعا غلظت احساسی این فیلم را افزایش میدهد. آرش حجازی نیز به همراه مربی ندا، دست بر گلوی وی گذاشتهاند و به اصطلاح میخواهند مانع خونریزی شوند.
در ادامه فیلم، خون از دهان و بینی ندا خارج میشود و فردی که بالای سر ندا ایستاده داد میزند که «مُرد آقا، مُرد». در ادامه همین شخص دوباره فریاد میزند «مُرد» و اقدام به فریاد زدن و داد کشیدن میکند! این فرد همچنین با به زبان راندن برخی الفاظ رکیک ـ مخاطب وی مسؤولانند ـ سعی بر آن دارد که واکنش خود به دیدن این صحنه دلخراش را با این الفاظ رکیک انجام دهد تا به نوعی حس قضاوت این صحنه را در بینندگان به وجود آورد.
آرش حجازی پس از خروج از کشور در گفتوگو با بیبیسی فارسی در توضیح این اتفاق میگوید: «سر و صدا را در خیابان شنیدم و تصمیم گرفتم بیرون بیایم و ببینم که چه خبره. خیابان خسروی را تا انتها رفتم و رسیدم به خیابان کارگر تا اینکه رسیدم به جایی که مردم جمع شده بودند و 50متر پایینتر پلیس ضدشورش با موتورهاشون ایستاده بودند و مردم را عقب میراندند. در یک لحظه گاز اشکآور بین مردم پرتاب شد و مردم وحشت کردند. در همان زمان پلیس به سمت مردم حرکت کرد با موتور و مردم در خیابان خسروی دویدند. ندا هم در میان اون مردم بود (چطوری ندا را میشناخت؟!) و میدیدمش و مرتب در تمام این مدت ما ایشون رو میدیدیم. ما همینطور دور شدیم تا به تقاطع خیابان خسروی و خیابان صالحی رسیدیم، جایی که مردم پراکنده شدن دیگه و چند نفری ایستاده بودند که ببینن چیکار باید بکنن که در اون لحظه ما صدای تیری رو شنیدیم. من از دوستی که کنارم ایستاده بود پرسیدم که این چی بود؟ گلوله بود؟ و اون گفت که نه. میگن که گلولههای پلاستیکی دارن. منتها در همان لحظه من برگشتم و دیدم خون از سینه خانم ندا که در یک متری من ایستاده بود داره فواره میزنه! من به طرف ایشون رفتم و به کمک فردی که فکر میکردم پدرشونه و بعدا شنیدم که معلم موسیقی شونه، روی زمین خواباندیم و سعی کردم که با فشار دستم جریان خون رو متوقف کنم ولی گلوله به آئورت ایشون خورده بود و ریه ایشون رو پاره کرده بود. گلوله از جلو وارد شده بود به سینه ایشون. متأسفانه نتوانستم کاری برای ایشون بکنم. متأسفانه هر چه فشار به سینه ایشون آوردم وقتی که آئورت ایشون پاره شده بود، خون در مدت 30ثانیه، 40 ثانیه از بدن خالی شد». حجازی این گمانه که ممکن است شلیک از سوی نیروی انتظامی نباشد را رد کرد و گفت: مردم نه سلاح سرد حمل میکردند و نه سلاح گرم. تنها سلاحشون صداشون بود که اون هم چند روز قبل از این اتفاق، مردم در سکوت راهپیمایی میکردند و هیچکس جلوی ایشون نبود. مردم کنار ایشون راهپیمایی میکردند. موقعی که صدای گلوله شنیده میشد و گلوله از جلو اومد. کوچه خالی بود موقعی که گلوله اومد.
1- آرش حجازی در توضیح خود از حوادث قبل از صحنه به اصطلاح تیر خوردن ندا، چندبار ندا آقاسلطان را دیده است: «ندا هم در میان اون مردم بود. و میدیدیمش و مرتب در تمام این مدت ما ایشون رو میدیدیم».
آرش حجازی سابقه آشنایی با ندا آقاسلطان نداشته و مدعی شده در صحنه قتل وی را دیده است، با این حال وی چگونه توانسته در میان جمعیت حاضر در خیابان خسروی و کارگر ندا را از دیگران تشخیص دهد؟! به عبارت دیگر آرش حجازی در خیابانهای خسروی و کارگر آیا به دنبال شخص خاصی میان جمعیت بوده که پس از مشاهده به اصطلاح تیر خوردن ندا در خیابان، وی را به یاد میآورد؟ قطعا هر فردی که قصد خاصی نداشته باشد، وقتی اجتماعی را میبیند، روی فرد خاصی تمرکز نمیکند. ولی چگونه حجازی ندا را قبل از آنکه حادثه رخ دهد در خیابانهای اطراف به یاد میآورد؟ مگر آنکه پروژهای از قبل طراحی شده باشد که اجزای آن به خوبی همدیگر را بشناسند و در حال هماهنگی برای انجام آن باشند.
2- حجازی مدعی میشود، تیر به «آئورت» ندا آقاسلطان برخورد کرد. در حالی که اگر تیر به «آئورت» وی اصابت میکرد، حادثه دیده اصطلاحا دچار «confause» (گیجشدگی) میشد. ولی در تصویر مشاهده میشود که ندا آقاسلطان عملا یکی از دستهایش را تکان میدهد و بهنظر میرسد در چند نوبت به دوربینی که با کیفیت بالا تصویر میگرفت، نگاه میکند.
از سوی دیگر اگر آنگونه که حجازی مدعی شده تیر به آئورت ندا اصابت و خون فوران کرده، چرا روی لباسهای وی آثار خون دیده نمیشود و فقط این جلوی پای نداست که حجم فراوانی خون دیده میشود! از سوی دیگر اگر گلوله به آئورت ندا برخورد کرده، قطعا خون فوران میکند، ولی چرا میزان خونی که دستهای حجازی و مربی موسیقی به آن آغشته است هیچگونه تناسبی با آن حجم خون فوران شده ندارد؟
3- این ادعا با یافتههای پزشکی مطابقت ندارد که «آئورت» پاره شود و 15 ثانیه بعد مصدوم آنچنان هوشیار باشد و به صدای اطرافیان عمل کند. همچنین این موضوع غیرقابل پذیرش است که همزمان با این رفتار بیماری که گلوله به آئورت وی اصابت کرده، خون از بینی مصدوم خارج شود.
خروج این میزان خون از بینی، مستلزم آن است که خون وارد ریه و مجاری تنفسی شود و آن را اشباع کند و از راه دهان و بینی خارج شود. در چنین وضعی مصدوم نمیتواند بلافاصله قبل از خروج این حجم خون، هوشیار باشد!
شبکه خبری بیبیسی که عهدهدار پروژه رسانهای (قتل رسانهای) ماجرای قتل ندا آقاسلطان بوده در اینباره چندین بار اقدام به پخش صحنههایی از حضور ندا آقاسلطان در تجمعات میکند! جالبتر آنکه در یکی از این تصاویر، ندا آقاسلطان در وسط کادر و اصطلاحا در نقطه «طلایی» دوربین قرار میگیرد.
در همین تصویر ندا به عقب برگشته، دوربین را نگاه میکند! و سپس به همراه مربی موسیقی خود به سمت راست حرکت میکند! جالب آنکه دوربین نیز در حالی که جمعیت حاضر در کادر، فراوانند، اقدام به تعقیب ندا آقاسلطان میکند! چرا؟ در میان این همه سوژه چرا دوربین بر ندا آقاسلطان و مربی وی زوم کرده و آنها را تعقیب میکند؟! بدون شک به علت ازدحام جمعیت، مکان برای انجام سناریو مناسب نبوده است.
اما در تصویر معروف، فضایی که صحنه قتل ندا در آن اتفاق افتاده، هیچگونه درگیری یا ازدحام جمعیتی را نشان نمیدهد. به عبارت دیگر اتفاق خاص و عجیبی در آن اطراف رخ نداده است. بنابراین این موضوع نشاندهنده آن است که آشوبها به مکان فیلمبرداری شده سرایت نکرده است! اما آنها مدعی هستند که ندا آقا سلطان در این مکان مورد اصابت گلوله قرار میگیرد! جالب آنکه پس از آنکه آرش حجازی و مربی موسیقی ندا، وی را روی زمین میخوابانند، اطراف تصویر حرکت عادی مردم را حکایت میکند! آیا اگر در آن اطراف صدای شلیک گلوله میآمد، حرکت مردم اینگونه عادی بود؟! با نگاهی به فیلم سوال دیگری که پیش میآید ایناست که چرا ندا پس از اصابت گلوله فرضی، نقش بر زمین نشده و توسط حجازی و استاد خود روی زمین خوابانده میشود.
در حالی که اگر در آن صحنه گلولهای به آئورت او خورده بود قطعا باید خودش نقش بر زمین میشد.
و نقش ندا در فیلم منتشر شده از فیلمی که ادعا میشود صحنه به قتل رسیدن ندا را نشان میدهد، در هنگامی که ندا آقاسلطان روی زمین مینشیند، دست چپ وی خالی است؛ موقعی که آرش حجازی و مربی موسیقی، ندا را روی زمین میخوابانند نیز دست چپ وی خالی است و حتی هنگامی که دوربین که کیفیت بسیار بالایی دارد، قصد پایان فیلمبرداری از پایین تنه ندا و اقدام به فیلم گرفتن از صورت وی را دارد، در دست چپ ندا هیچگونه شیئی دیده نمیشود. اما بلافاصله پس از آنکه دوربین از پشت سر مربی موسیقی عبور کرده و اقدام به فیلمبرداری از صورت ندا میکند، در کمال حیرت در دست چپ ندا شیئی که شباهت زیادی به کیسه خون دارد یا دستگاهی شبیه به آن، دیده میشود!! اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود.
ندا آقاسلطان که از وی به عنوان نماد به اصطلاح جنبش سبز یاد میشود، همزمان دست چپ خود را نزدیک صورتش آورده و چند بار با انگشت شست خود شیئی در دست خود را فشار میدهد.
در همین هنگام خون روی دهان و بینی ندا سرازیر میشود و در ادامه صحنه پایین رفتن دست چپ ندا به وضوح مشاهده میشود!!
در کلیپی که سایت mobarezclip.com از این تصاویر منتشر کرده، حرکت دست ندا به وضوح به نمایش گذاشته شده و توضیحات قابل تاملی روی این تصاویر داده شده است که از طراحی یک سناریوی کثیف در این باره خبر میدهد.
نکته جالب و در عین حال قابل تامل دیگر اینکه در صحنهای از فیلم، مشاهده میشود فردی اقدام به عکس گرفتن از ندا میکند. همان عکسی که این روزها معروفترین عکس وی است. اما بررسی صورت ندا در هنگام گرفتن این عکس و خود عکس منتشر شده، نشان میدهد طراحان سناریوی قتل ندا، اقدام به دستکاری این عکس کرده و بخشهایی از خون ریخته شده بر صورت وی را پاک کردهاند.
قطعا وقتی دختری جوان، زیبا و دانشجو برای این سناریو انتخاب میشود، میبایست هنگام قتل ساختگی وی، جلوههای بصری صورتش نمایان باشد! این مستند نشان میدهد ندا آقاسلطان در فیلم قتل، به ایفای نقش پرداخته، اما براستی وی چگونه کشته شد؟آنگونه که پزشکی قانونی گزارش داده، ندا آقاسلطان با شلیک اسلحه و از پشت و از فاصلهای بسیار نزدیک مورد اصابت قرار گرفته است.
پزشکی قانونی همچنین گزارش داد که ندا آقاسلطان با اسلحهای با کالیبر و مدل کوچک به قتل رسیده است. این گزارش پزشکی قانونی نشان میدهد، ندا آقاسلطان در صحنهای که فیلم آن هفتهها علیه جمهوری اسلامی ایران پخش میشد، کشته نشده است. اما ندا همان روز کشته شد، پس ماجرا چیست؟ کارشناسان قطعیترین فرضیه برای قتل ندا را اینگونه میدانند که وی در حین انتقال به بیمارستان کشته شده است. به احتمال قریب به یقین، ندا آقاسلطان در مسیر بیمارستان توسط همان سناریستهای ماجرا به قتل رسیده است.
دیگر ابهامات چرا آرش حجاری 24 ساعت پس از فیلمبرداری از صحنه مشکوک قتل ندا آقاسلطان، ایران را ترک میکند؟ این در حالی است که وی 48 ساعت قبل از ماجرا به ایران آمده بود. حجازی که در انگلیس تحصیل میکند، 2 روز پس از حضور در ایران، وارد اتفاقی بسیار مشکوک علیه جمهوری اسلامی ایران میشود؛ یک روز بعد نیز وی از ایران خارج میشود و برای اولین بار به عنوان شاهد ماجرا درگفتوگو با بیبیسی فارسی ـ اصلیترین رسانه حامی موسوی و مخالفان جمهوری اسلامی ـ اقدام به تشریح ماجرا میکند!اما نکته بسیار مشکوک دیگر را از زبان داریوش سجادی از عناصر نزدیک به اپوزیسیون خارج از کشور در گفتوگو با سایت ضدانقلاب «گویانیوز» بشنوید.
سجادی در بخشی از این گفتوگو، قتل آقاسلطان را سناریویی از پیش تعیین شده میداند و میگوید: «یک نکته دیگر هم هست که از آرش حجازی شاهد قتل ندا آقاسلطان میپرسم. یا ایشان یا هر کس دیگری که میخواهد جواب بدهد. ایشان 48 ساعت بعد از حادثه با ویزای آماده در جیب(!) سر از بیبیسی درآوردند و گفتند ما قاتل ندا را گرفتیم. کارتش را درآوردیم، او بسیجی بود و ... بنده سوالم این است آقای آرش و همه کسانی که خبر را شنیدید، شما میگویید جنبش سبز یک جنبش نایس ملاطفتطلب است بعد هم توانستید یک بسیجی آدمکش را که یک نفر را در مقابل چشم همه کشته خلعسلاح کنید و کارت شناساییاش را هم درآوردهاید، ایشان هم تمام مدت مثل ماست ایستاده و شما را نگاه کرده؟! از کی تا حالا جنبش سبز اینقدر دلاور شده که یک قاتل مسلح را خلعسلاح کند، بعد هم ولش کند؟! آیا روی پیشانی بنده و امثال بنده نوشته شده: ابله!» گفتنی است اکنون با سفر کاسپین ماکان نامزد ندا آقا سلطان به رژیم صهیونیستی و دیدار با شیمون پرز و معرفی خود به عنوان نماینده مردم ایران!،پیچیدگی های این قتل بیش از پیش بیشتر شده و نقش سرویس های اطلاعاتی بیگانه را در این قتل بیش از پیش پررنگ تر می کند.
در همین زمینه مادر ندا آقا سلطان درگفتگویی در خصوص سفر نامزد دختر خود به رژیم صهیونیستی از اقدام ماکان اعلام برائت کرد.
هاجر رستمی مطلق، مادر ندا گفت که نامزد ندا بودن این حق را برای کاسپین ماکان ایجاد نمی کند که به اسرائیل سفر و با شیمون پرز دیدار کند و با سوء استفاده از نام ندا، خود را نماینده مردم ایران بخواند.
در روزهای اخیر خبرهایی همراه با تصاویر دیدار کاسپین ماکان با شیمون پرز، رئیس جمهوری اسرائیل منتشر شد.
مادر ندا آقا سلطان با تایید آشنایی و نامزدی دخترش با کاسپین ماکان گفت: "ندا و کاسپین 20 فروردین ماه آشنا شدند و این آشنایی بعد از دوماه به مرحله نامزدی رسیده بود. یعنی بحث خواستگاری مطرح شده بود و قرار بود رسما با هم ازدواج کنند و اگر ندا کشته نشده بود او و کاسپین با هم ازدواج می کردند، اما حتی این نزدیکی و نامزدی نیز، چنین حقی را به کاسپین نمی دهد که از نام ندا سوء استفاده کند."
خانم رستمی مطلق با ابراز تاسف از سفر کاسپین ماکان به اسرائیل گفت: "نباید چنین کاری می کرد و قبل از شما من با خود کاسپین تلفنی صحبت کردم و به خود او هم گفتم که "با این کار خودت را خراب کردی، ندا را خراب نکن و از نام ندا سوء استفاده نکن. اسرائیل جایگاهی بین مردم ایران ندارد و تو با این کار خودت را منفور و وجهه ات را خراب کردی."
هدی آقا سلطان، خواهر ندا نیز تاکید کرد که کارها و سخنان کاسپین ماکان باید به حساب شخصی خود او گذاشته شود و کارهای او هیچ ارتباطی به ندا و خانواده آقا سلطان ندارد.

با گذشت حدود نه ماه از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و فرو کش کردن حواشی و فتنه های بعد از آن آنچه که در پیش رو می بینیم روند رو به زوال و نابودی جنبش سبز می باشد. جنبشی که هم اکنون درمنجلاب عمیقی فرو رفته و هر روز نسخه های تئوریسین های غرب نشینشان با در های بسته مواجه می شود و با هر تقلایی برای نجات به روز مرگشان نزدیکتر می شوند.
نکته حائز اهمیت درباره این جنبش مسئله رهبری جنبش می باشد. افراد مختلفی در طول این نه ماه به عناوین مختلف ادعای رهبری را داشته اند اما در این مدت کوتاه با چالش های زیادی در این امر روبه رو بوده اند و خود نبود یک رهبر کاریزما را علت اصلی وجود تفرقه و عدم موفقیت این جنبش می دانند و هر روز یکدیگر را متهم به عدم کفایت لازم برای در دست گرفتن افسار این جنبش می نمایند.
اما این بار در آستانه 8مارس روز جهانی زن دست به دامان گزینه ای جدید شده اند گزینه ای که شاید بتواند به پشتوانه حمایت فمنیسم های ایران از محو شدن و نابودی نجاتشان دهد .
این بار نوبت زهرا رهنورد بود که بعد از موسوی،کروبی و خاتمی مردانی که نتوانسته بودند این جنبش را به سر منزل مقصود برسانند به عنوان یک زن روشن فکر و نابغه علمی قدمی در راه احیاء این جنبش بردارد .باز هم یک استفاده ابزاری دیگر از زن برای رسیدن به سیاست های پشت پرده شان.
اما نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد موضع گیری های رهنورد در بیانیه ای است که به همین مناسبت منتشر کرده بود؛ او در این بیانیه حضرت فاطمه(س) و زینب کبری را اسوه ای برای زنان ایرانی معرفی می کند و در ادامه اشاره به زحمات و جان فشانی ها زنان در اوایل جنگ و دوران انقلاب دارد و ایرادی که به جامعه کنونی وارد می کند نبود شخصیت های زن برجسته ای همچون دوران انقلاب می باشد اما باید گفت که او در این سخنان دو اشتباه بزرگ را مرتکب شده؛ اول اشاره اسوه بودن حضرت فاطمه زهرا و زینب کبری (س) به عنوان اسوه برای زنان؛ حضرت امام خمینی(ره) با توجه به نقش و اثرگذاری زنان در طول این دوران آغازین حیات جمهوری اسلامی تولد حضرت فاطمه(س) را به عنوان روز زن معرفی می کند و این بیانیه در روز 8 مارس که جمهوری اسلامی برای آن هیچ مشروعیتی قائل نیست جایگاهی ندارد.
اشتباه دوم این است که رهنورد در بین اطرافیان و دوستان خود به دنبال زنانی می گردد که همچون زنان دهه 60 در راه عدالت و گسترش حق قدم بردارند که مسلما هیچ گاه چنین زنانی را پیدا نخواهد کرد.
ایشان از بزرگوارانی به نام اسوه یاد می کنند که آنچه او و هم رزمانش در جریان های فمنیسمی به دنبال آن هستند در چهار چوب اعتقادی و و نگاه هیچ کدام به مسئله زن نمی گنجد.
رهنورد در ابتدا علت و عامل اصلی ظلم و پایه مال شدن حقوق زنان را در ایران قوانین وضع شده در مجلس و سپس نمایش های غیر واقع از شخصیت زن توسط صدا و سیما خواند اما به همین ها اکتفا نکرد وپس از ان پا را ازاین هم فرا تر گذاشته و نقد اصلی خود را به اسلام وارد کرده و قوانین آن را درباره با دیه ،ارث،تابعیت و...ظالمانه بر می شمارد.
او همچنین با اشاره به زندانی و در بند بودن تنی چند از اعضای زن جنبش فضای جامعه ایران را برای فعالیت زنان بسیار خفقان آور خواند این در حالی است که فی الواقع می بینیم این ادعا ها در زمانی مطرح می شود که کابینه دولت دهم اولین وزیر زن را در خود جای داده و حتی تعدادی از مشاورین رئیس جمهور را قشر بانوان جامعه تشکیل می دهندو در همین چند سال اخیر شاهد حضور پر رنگ تر زنان ایرانی در مجامع مختلف در سطح ملی و بین المللی بوده ایم.
آنچه در این بیانیه می بینیم رهنوردی است که همچون دیگر رهبران این جنبش دچار چنان یبوست فکری شده است که هیچ طرحی برای برون رفت از این منجلاب دست ساخته شان که شالوده اش تفکرات ضد اسلامی و انقلابی است نمی یابند و به هر چیزی چنگ می اندازند شاید بتوانند این جنبش تار و پود از هم گسیخته شان را احیا کنند.
نظرات ()